ص 1548 ، س 3 : اللهم اجعل . . .
خداوندا ، قرآن را بهار دل ما و درمان سينهء ما و زدايندهء اندوه ما بدار .
ص 1549 ، س 19 :
أَ فَمَنْ شَرَحَ . . .
كسى كه خداوند سينهاش را با اسلام باز كرد ، در پرتو راهنمايى خدايش خواهد بود .
ص 1551 ، س 25 : لم يفضلكم . . .
ابو بكر با بسيارى روزه و نماز بر شما برترى نيافته است ، بلكه به وسيلهء چيزى كه در سينهء اوست برترى يافته .
ص 1552 ، س 4 :
وَ يُطْعِمُونَ . . .
براى دوستى او خوراك مىخورانند .
ص 1552 ، س 6 :
إِنَّما نُطْعِمُكُمْ . . .
ما در راه خدا به شما مىخورانيم ، پاداش و سپاس نمىخواهيم .
ص 1552 ، س 15 : كنا نتراءى . . .
ما در آنجا ، يعنى هنگام طواف خدا مىنگريستيم .
ص 1553 ، س 1 : اعراض السر . . .
دل را از ديدار خدا بازداشتن شرك است .
ص 1553 ، س 3 : اعبد الله . . .
خدا را چنان پرست كه او را مىبينى .
ص 1553 ، س 5 : ما الاحسان . . .
نيكوى چيست ؟ گفت : اينكه خداى را چنان پرستى كه گويى او را مىبينى ، كه اگر او را نبينى او ترا مىبيند .
ص 1554 ، س 19 : لا يصف . . .
يك زن ، زنى ديگر را نزد شوهر خود چنان وصف نكند كه گويى مرد او را مىبيند . يك مرد نيز مرد ديگر را نزد همسر خود چنان وصف نكند كه گويى زن او را مىبيند .
ص 1554 ، س 26 : كالطير . . .
چون پرنده در آسمان و ماهى در دريا .