تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2089

مساهمون:

ص٢٠٨٩
ص 1581 ، س 24 : غير انه . . . جز اينكه او ( مؤمن ) براى رضاى خدا به ثواب خدا رغبت دارد ، چون خدا بدان رغبت داشته ، دستور داده است كه آن را از او بخواهند . مؤمن اين كار را براى لذت خود نمىكند . ص 1581 ، س 28 : و اسألوا الله . . . از فضل خدا بخواهند . ص 1585 ، س 5 : شغله الحق . . . حق او را از جز او بازداشته است ، نفس نيز غير از حق است . ص 1585 ، س 23 :
تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ .
اين است آرزوى ايشان . ص 1585 ، س 25 : وَ غَرَّتْهُمُ . . . دنيا ايشان را فريب داد . ص 1585 ، س 25 : فَلا تَغُرَّنَّكُمُ . . . دنيا شما را فريب ندهد ، و فريبها شما را از خدا دور نكند . ص 1587 ، س 9 : و من ذلك . . . از آن است حديث حارثه گفت : نفس من از دنيا روى بگردانيد ، گويى به عرش خدايم آشكارا مىنگريستم ؛ عاجل را به آجل و اغيار را به خداى جبار تبديل نمودم . ص 1587 ، س 15 : كنا نتراءى . . . ما به خدا مىنگريستيم در اين مكان . ص 1596 ، س 2 : لقوله عز و جلّ . . . خدا فرمايد : آدمى آن بار برگرفت كه نادان و ستمگار بود . ص 1597 ، س 7 : قالت كان . . . عايشه گفت : قرآن خلق او بود . ص 1597 ، س 20 : فاصبحت . . . مانند مادر فرزند مرده گيج بود ، همه كس به نزد او مىآمد و همه نزد او بودند .