ص 1581 ، س 24 : غير انه . . .
جز اينكه او ( مؤمن ) براى رضاى خدا به ثواب خدا رغبت دارد ، چون خدا بدان رغبت داشته ، دستور داده است كه آن را از او بخواهند . مؤمن اين كار را براى لذت خود نمىكند .
ص 1581 ، س 28 : و اسألوا الله . . .
از فضل خدا بخواهند .
ص 1585 ، س 5 : شغله الحق . . .
حق او را از جز او بازداشته است ، نفس نيز غير از حق است .
ص 1585 ، س 23 :
تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ .
اين است آرزوى ايشان .
ص 1585 ، س 25 : وَ غَرَّتْهُمُ . . .
دنيا ايشان را فريب داد .
ص 1585 ، س 25 : فَلا تَغُرَّنَّكُمُ . . .
دنيا شما را فريب ندهد ، و فريبها شما را از خدا دور نكند .
ص 1587 ، س 9 : و من ذلك . . .
از آن است حديث حارثه گفت : نفس من از دنيا روى بگردانيد ، گويى به عرش خدايم آشكارا مىنگريستم ؛ عاجل را به آجل و اغيار را به خداى جبار تبديل نمودم .
ص 1587 ، س 15 : كنا نتراءى . . .
ما به خدا مىنگريستيم در اين مكان .
ص 1596 ، س 2 : لقوله عز و جلّ . . .
خدا فرمايد : آدمى آن بار برگرفت كه نادان و ستمگار بود .
ص 1597 ، س 7 : قالت كان . . .
عايشه گفت : قرآن خلق او بود .
ص 1597 ، س 20 : فاصبحت . . .
مانند مادر فرزند مرده گيج بود ، همه كس به نزد او مىآمد و همه نزد او بودند .