تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2085

مساهمون:

ص٢٠٨٥
ص 1555 ، س 4 : امتازوا اليوم . . . اى مجرمان ، امروز بايد جدا باشيد ، متقيان رستگار شدند . ص 1555 ، س 7 : فَرِيقٌ فِي . . . گروهى در بهشت و گروهى در جهنم ؛ گروه بهشتى در ناز و نعمت هميشگى ، گروه جهنمى در رنج و شكنجه ؛ گروهى در زنجير و غلهاى گوناگون ؛ گروهى در ناز و نعمت ؛ گروهى نزديك به اهريمن و گروهى در كنار حوريان گروهى زهر مار خورند و خون و چرك آشامند . گروهى ميوهء بهشتى خورند و آب كوثر نوشند . گروهى سرافگندهء شرمسار ، گروهى سربلند و بزرگ داشته در بهشت . گروهى در ذلت و بدبختى ؛ گروهى در عزت و كرامت ؛ گروهى در فراق و جدايى ؛ گروهى در وصال و همنشينى ؛ گروهى در پردهء اهانت ؛ گروهى در حضور و ديدار خداوند . ص 1557 ، س 21 : المشاهدة فناء . . . مشاهدت ، نيستى و خودباختگى و سرگردانى و بيهوشى است . ص 1559 ، س 18 : اهانة كانت . . . اهانت باشد يا بزرگداشت ؛ دور كردن بود يا پيش كشيدن ؛ بزرگداشت باشد يا پست كردن . ص 1560 ، س 9 : المشاهدة . . . مشاهدت لحظات است نه ماندگار . ص 1563 ، س 11 : اذ رميت . . . چون انداختى ، تو نبودى كه انداختى . ص 1565 ، س 12 : وَ لَمَّا جاءَ . . . چون موسى بر سر موعد رسيد . ص 1565 ، س 14 : أَسْرى . . . بندهء خود را ببرد . ص 1566 ، س 17 : كما قال . . . چنان كه عبد الله عمر گفت ، هنگامى كه در حال طواف مردى به او سلام گفت ، از پاسخ نشنيدن گله كرد . عبد الله گفت : ما به خدا مىنگريستيم . او از تجلى خدا با نگرش تعبير كرد ؛ و استتار و پنهان بودن او را با بىپاسخ نهادن سلام نشان داد .