تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2073

مساهمون:

ص٢٠٧٣
ص 1441 ، س 24 : فانه هو المطلوب . . . او در هر زمان مطلوب است ، و در هرجا موجود است ، و با هر زبان ياد مىشود ، و هر دل او را مىشناسد . ص 1441 ، س 27 : هيهات هيهات . . . هيهات ، نه ، نه ! نزديكى به او دور است ، كسى كه گمان برد با دورى از چند چيز به حق رسيده است ، ملحد باشد . كسى كه گمان برد با وسيلتى خدا را يافته است ، مشرك است . خدا را جز با خدا نتوان يافت . خدا جز به خدا يافت نشود . خلق ناآگاه‌اند و از وى روىگردان‌اند . ص 1442 ، س 17 :
إِنِّي ذاهِبٌ . . .
من به سوى پروردگار روانم ، و او مرا راه خواهد نمود . به سوى خدا رفتن ، تنها پس از دورى از جز خدا تواند بود . ص 1442 ، س 22 : تختاران . . . مىخواهى بنده‌اى پيشگو ( نبى ) باشد ، يا پادشاهى پيشگو ؟ . . . خواهم بنده‌اى پيشگو ( نبى ) باشم . ص 1443 ، س 5 :
وَ أَنَّ إِلى . . .
پايان كارها با پروردگار تو است . ص 1444 ، س 5 : الفقر وطن . . . فقر ميهن حق است ، گرسنگى خوراك حق ، دشوارى راه حق است . ص 1444 ، س 6 : اشد الناس . . . دشوارترين بلا انبيا را است ، سپس هرچه نزديكتر بديشان ! ص 1445 ، س 8 : لا تَبْدِيلَ . . . تبديل در خلق خدا راه ندارد . ص 1445 ، س 25 :
فَتُوبُوا إِلى . . .
نزد خداى خود توبه كنيد و خويشتن را بكشيد . ص 1446 ، س 7 : ابى الله . . . خدا كسى را زنده نمىدارد جز آنكه شهوات را بكشد . ص 1449 ، س 1 : معنى الوجد . . . وجد چيزى است كه بر دل نشيند از بيم يا اندوه يا دريافت يك معنى از احوال جهان ديگر ، يا كشف رابطه‌اى از خود با خداى عز و جلّ .