تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1995

مساهمون:

ص١٩٩٥
ميوهء زمستانى در تابستان و ميوه تابستانى در زمستان بود . . . از كجا برايت باشد اين ؟ از سوى خداوند ! ص 958 ، س 29 :
أَيُّكُمْ يَأْتِينِي . . .
كدامين از شما تخت او را پيش از آنكه خودشان تسليم شد ، بيايند ، براى من مىآورد ؟ يك عفريت از جنيان گفت : من آن را پيش از آنكه از جاى برخيزى خواهم آورد ، من براى آن كار آمادگى دارم . ص 959 ، س 6 : أَنَا آتِيكَ . . . من آن را پيش از آنكه چشم بر هم زنى برايت خواهم آورد . ص 959 ، س 8 : رب اشعث اغبر ذى طمرين . . . چه بسا گرد گرفته‌اى باشد كه به دو خرما نيرزد و مورد توجه كس نباشد ، دختركان نرم به همسرى او نروند ، درى بر او باز نشود ؛ بااين‌همه اگر از خداى چيزى بخواهد مستجاب‌الدعوه ( ولى ) باشد ؛ از ايشان براء بن خالد و عازب بن مالك باشند . [ در متن ما : ذى طمرين ، افتاده است . ] ص 960 ، س 7 : كالمشى على . . . مانند راهپيمايى بر روى آب . ص 960 ، س 15 : يا علوى . . . اى علوى خايگينه ترا پايبند كرد ! ص 960 ، س 28 : انا لم . . . ما براى اين كار آفريده نشده‌ايم ، ما براى شخم زدن ساخته شده‌ايم . . . ( پيغامبر گفت ) : من و ابو بكر و عمر به او ايمان آورده‌ايم . ص 961 ، س 2 : كيف تصنع . . . آن روز كه جز من شبانى نداشته باشند ، چه خواهى كرد ؟ ص 961 ، س 29 : فابيت عليه فقال . . . از من خواست با او باشم . من خوددارى نمودم . گفت : با من كه از پيامبرانم همراهى نمىكنى ؟ گفتم نه ! گفت : چرا ؟ گفتم : زيرا تو پيامبر هستى و اگر با تو بمانم بر تو تكيه نمايم و در توكل من نقصانى روى دهد . ص 962 ، س 3 : و ظهور الشىء . . . يافته شدن چيزى نه در جاى خود و نه در وقت آن ( يكى از انواع كرامات ) .