ص 951 ، س 8 : جعلت قرة . . .
ر . ك : پيشتر .
ص 952 ، س 12 : هل يعلم العبد . . .
آيا بنده تواند جايگاه خود را نزد خدا بداند ؟ گفت : آرى ، او بايد بنگرد تا جايگاه خدا نزد او چه است ! خداوند به بنده همان پايگاه دهد كه او براى خدا در نظر دارد .
ص 952 ، س 16 : لم يفضلكم ابو بكر . . .
ابو بكر با نماز و روزهء بسيار بر شما برترى نيافته بلكه بدانچه در دل او است برترى يافت .
ص 952 ، س 24 : القصة بطولها . . .
تا پايان داستان .
ص 952 ، س 29 : الهى ان لم . . .
خدايا اگر به من رحم نمىكنى به گريهام رحم كن !
ص 953 ، س 1 :
يا داوُدُ . . .
اى داود ! گريهء خود ياد دارى و گناه خود فراموش مىكنى ؟
ص 954 ، س 6 : هذه يداى . . .
اين دستهاى من است و آنچه بدان گناه كردم . خداوندا ، گناه بزرگ مرا ببخش ! كه گناه بزرگ را جز خداى بزرگ نبخشد .
ص 954 ، س 11 : ما كانَ لِنَبِيٍّ . . .
بر هيچ پيامبر روا نباشد كه از اسيران فدا گرفته رها سازد تا خون بسيار ريزد . شما انديشهء دنيا داريد و خدا در انديشهء آخرت است . خداوند گرانقدر و دانا است .
ص 954 ، س 15 :
لَوْ لا كِتابٌ . . .
اگرنه فرمان خدا از پيش آمده بود ، شما را براى آنچه گرفتيد عذابى دشوار فرا مىرسيد . گويند : اگرنه فرمان خدا بر بىخطايى ابو بكر گذشته بود ، ( عذابى شما را فرا مىرسيد ) ؛ و گويند : اگرنه فرمان خدا بر مباح بودن غنيمت براى اين امت صادر شده بود ، بر آنچه گرفتهايد عذابى بزرگ به شما مىرسيد . و گويند : اگرنه فرمان خدا گذشته بود ابو بكر هيچگاه در زمين خلاف نمىكند . . .