ص 947 ، س 2 : قُلْ إِنَّما أَنَا . . .
بگو : همانا من آدمى چون شمايم .
ص 947 ، س 3 : لَقَدْ جاءَكُمْ . . .
مردى از خود شما به سوى شما به پيامبرى آمده است . . . خداوند بر مؤمنان منت نهاد كه پيامبرى از خودشان برايشان فرستاد .
ص 947 ، س 6 : انا لست . . .
من يك تن همانند شما نيستم !
ص 947 ، س 7 : انا لست . . .
من در درون يكى همانند شما نيستم ، من بشرى در ظاهر خلقت همانند شمايم .
ص 947 ، س 15 : تنام عيناى . . .
چشمانم بخسبد و دلم نخوابد .
ص 947 ، س 17 :
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ . . .
پينكى و خواب او را فرا نگيرد .
ص 947 ، س 27 : انى ابيت . . .
من شب را نزد خدايم بگذرانم . من نزد خدايم بمانم .
ص 948 ، س 3 : يطعمنى و . . .
مرا مىخوراند و مىآشاماند .
ص 948 ، س 23 :
أَرِنِي أَنْظُرْ . . .
خدا بگذار ترا ببينم .
ص 948 ، س 28 :
فَلَمَّا أَفاقَ . . .
چون تن او به هوش آمد گفت : منزه باشى من پوزش مىخواهم .
ص 950 ، س 10 : من حجب . . .
كسى كه كوردل باشد دور است هرچند در همانجا بود ، و هركه بينا دل بود نزديك است هرچند در آنجا نبود .
ص 950 ، س 28 : جعلت قرة . . .
نماز براى روشنايى چشمان من نهاده شده است .