ص 962 ، س 6 : يا شيخ . . .
اى شيخ ما ميل به انجير داريم .
ص 962 ، س 8 : بما ذى نلت . . .
از چه راه بدين مقام رسيدى ؟ گفت از آنجا كه بيابان و « باب الطاق » براى من يكسان شده هرگاه شما نيز بدين پايگاه برسيد ، آنچه من يافتهام خواهيد يافت .
ص 962 ، س 11 : و قد جاءت . . .
اخبار آن را تاييد و روايات آن را صحيح دانسته ، و قرآن در قصهء « آنكه علمى از كتاب دارد - نحل 27 : 40 » بدان گويا است .
ص 962 ، س 22 : قوله تعالى انا آتيك . . .
من آن را پيش از آنكه چشم برهم زنى خواهم آورد .
ص 962 ، س 25 : و قصة مريم . . .
در داستان مريم ، هنگامى كه زكريا به دو گفت : اين را از كجا آوردى ؟
گفت : از سوى خداوند است .
ص 963 ، س 4 : و قصة الرجلين . . .
داستان دو مرد كه نزد پيامبر بودند و شبانگاه بيرون رفتند و تازيانهء آنان روشنايى مىداد .
ص 966 ، س 16 : و قد كان بعد النبى ص . . .
بعد از پيامبر براى عمر بن خطاب نيز بود كه در پاسخ به ساريه گفت : اى سارية بن حصين : به كوه ! به كوه ! عمر در مدينه بالاى منبر بود ، ساريه در جبههء رودرروى دشمن به فاصلهء يك ماه راه .
ص 966 ، س 28 : ان الحق . . .
پروردگار به زبان عمر سخن گويد .
ص 971 ، س 24 : لِئَلَّا يَكُونَ . . .
تا پس از آمدن پيامبران ، مردم را حجتى بر خداوند نباشد . ( قرآن نساء 4 : 165 ) .
ص 972 ، س 11 :
وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ . . .
ما پيش از فرستادن پيامبر كسى را عذاب نكنيم . ( قرآن 17 : 15 )