تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1996

مساهمون:

ص١٩٩٦
ص 962 ، س 6 : يا شيخ . . . اى شيخ ما ميل به انجير داريم . ص 962 ، س 8 : بما ذى نلت . . . از چه راه بدين مقام رسيدى ؟ گفت از آنجا كه بيابان و « باب الطاق » براى من يكسان شده هرگاه شما نيز بدين پايگاه برسيد ، آنچه من يافته‌ام خواهيد يافت . ص 962 ، س 11 : و قد جاءت . . . اخبار آن را تاييد و روايات آن را صحيح دانسته ، و قرآن در قصهء « آنكه علمى از كتاب دارد - نحل 27 : 40 » بدان گويا است . ص 962 ، س 22 : قوله تعالى انا آتيك . . . من آن را پيش از آنكه چشم برهم زنى خواهم آورد . ص 962 ، س 25 : و قصة مريم . . . در داستان مريم ، هنگامى كه زكريا به دو گفت : اين را از كجا آوردى ؟ گفت : از سوى خداوند است . ص 963 ، س 4 : و قصة الرجلين . . . داستان دو مرد كه نزد پيامبر بودند و شبانگاه بيرون رفتند و تازيانهء آنان روشنايى مىداد . ص 966 ، س 16 : و قد كان بعد النبى ص . . . بعد از پيامبر براى عمر بن خطاب نيز بود كه در پاسخ به ساريه گفت : اى سارية بن حصين : به كوه ! به كوه ! عمر در مدينه بالاى منبر بود ، ساريه در جبههء رودرروى دشمن به فاصلهء يك ماه راه . ص 966 ، س 28 : ان الحق . . . پروردگار به زبان عمر سخن گويد . ص 971 ، س 24 : لِئَلَّا يَكُونَ . . . تا پس از آمدن پيامبران ، مردم را حجتى بر خداوند نباشد . ( قرآن نساء 4 : 165 ) . ص 972 ، س 11 :
وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ . . .
ما پيش از فرستادن پيامبر كسى را عذاب نكنيم . ( قرآن 17 : 15 )
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1996 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى