تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1994

مساهمون:

ص١٩٩٤
ص 954 ، س 21 : دخلت على . . . بر رسول خدا وارد شدم ، ديدم كه او با ابو بكر مىگريند . من نيز به گريه افتادم . او گفت : اى عمر ، تو گريه مكن ، بر تو چيزى نيست . اگر تو نبودى اين دره ما را به آتش مىسوخت . اگر هم‌اكنون عذابى از آسمان فرا آيد جز تو كسى از ما رهايى نخواهد داشت . ص 954 ، س 27 : كما قال . . . خداى عز و جلّ از گفتهء آدم ( ع ) و همسرش گويد : خداوندا ، ما بر خويشتن ستم كرديم . و نيز گويد : توبهء او را پذيرفت و رهنمون گشت . ص 955 ، س 4 : و فى داود . . . دربارهء داود : داود گمان كرد كه ما او را به آزمايش نهاده‌ايم . پس پوزش خواست و به ركوع درآمد . ص 955 ، س 6 :
وَ عَصى آدَمُ . . .
آدم سرپيچى كرد و گمراه شد . ص 955 ، س 7 : فَتابَ عَلَيْهِ . . . توبه‌اش پذيرفت و رهنمون گشت . ص 457 ، س 19 : و يحمل أثقالكم . . . بار سنگين شما را به جايى مىبرد كه بىرنج بدانجا نتوانستى رسيدن . ص 957 ، س 23 : سُبْحانَ الَّذِي . . . منزه باد كسى كه بندهء خود را شبانه از مسجد الحرام به مسجد الاقصى رسانيد . ص 957 ، س 29 : من مشى فى . . . كسى كه به راه مكه پياده رود ، براى هر گام هفتصد حسنه از حسنات حرم ( كعبه ) خواهد داشت . پرسيده شد : اى رسول خدا ، حسنات حرم چيست ؟ گفت : هر حسنه پنجاه هزار برابر است ! ص 958 ، س 4 : اللَّهُ وَلِيُّ . . . خدا با كسانى است كه ايمان آوردند . ص 958 ، س 18 :
كُلَّما دَخَلَ . . .
هرگاه زكريا به محراب او درآمدى ، خوراكى به نزد او ديدى ، گويند : -