تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1982

مساهمون:

ص١٩٨٢
ص 887 ، س 17 : لو تعلمون ما . . . اگر آنچه من مىدانم ، شما مىدانستيد ، اندك مىخنديديد و بسيار مىگريستيد . ص 888 ، س 1 :
بَلِّغْ ما أُنْزِلَ . . .
برسان آنچه را به سوى تو فرود آمده است . نگفت برسان آنچه را مىدانى . ص 888 ، س 2 :
وَ قُلْ لَهُمْ . . .
و ايشان را در جان‌شان سخنى رسا بگوى . در تفسير آمده كه : خطاب كن با ايشان به‌اندازهء خردهاى ايشان و نگفته به‌اندازهء خرد خود و دانش خود . ص 888 ، س 15 : فَأُولئِكَ مَعَ . . . اينان با نيكانى هستند كه خدا از پيامبران [ و راستان ] و شهيدان و شايستگان به ايشان نعمت ارزانى داشته است . ص 888 ، س 20 : اسكن يا . . . آرام گير اى حرا ، كه بر روى تو پيامبرى است و صديقى و شهيدى . ص 888 ، س 27 :
وَ الَّذِي جاءَ . . .
كسى كه راست بگويد و سخن راست را راست بشمارد . ص 889 ، س 3 : يا امة الله على . . . اى كنيزك خدا ، به تحقيق رستگار شدى به فرزندى آزاد كه نامش در تورات ، « صديق » است . ص 889 ، س 18 : وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ . . . در كتاب از ابراهيم ياد كن كه پيامبرى درست و راست بود . ص 890 ، س 12 : ما منا الا . . . هيچ يك از ما نيست جز اينكه او را پايگاهى دانسته است . ص 893 ، س 1 : و لا ينال احد . . . هيچ يك از دو ضد به دست نمىآيد مگر با اعراض از آن ضد ديگر . ص 893 ، س 14 : سلمت نفسها . . . تسليم كردم نفس را به آفريننده‌اش .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1982 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى