تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1743

مساهمون:

ص١٧٤٣

الباب التاسع و الخمسون قولهم فى توقى القوم و مجاهداتهم

« ورث حارث المحاسبى من ابيه اكثر من ثلاثين الف دينارا فلم يأخذ منه شيئا فقال انه كان يرى القدر » . اين باب براى آن معنى آورده است كه باز مىنمايد كه اين طايفه از نابايست خويشتن را چگونه نگاه داشته‌اند . و اين خود كمترين مقام است ؛ از بهر آنكه مقام زهد اول مقام است ، و زهد به جاى بگذاشتن حلال است نه به جاى بگذاشتن حرام ، كه به جاى بگذاشتن حرام خود فريضه است و گيرندهء آن در خدا عاصى است ؛ و عاصى را نه مقام زهد باشد و نه مقام ولايت . و ببايد دانستن كه شر هر دو كون در دنيا است . هركه به دنيا تعلق كرد نه از خلق سلامت يابد و نه از شيطان و نه از نفس . با خلق به خصومت افتد و با نفس به شهوت افتد و با شيطان به صحبت و چون دنيا به جاى بگذاشت نه خلق را به او شغل ماند و نه نفس را و نه شيطان را . از اين معنى گفت پيغمبر عليه السلام كه : حب الدنيا رأس كل خطيئة . پس چون اول مقام حلال به جاى بگذاشتن است كى روا باشد كه به اول مقام حلال بگذارند ، و به آخر مقام حرام يا شبهت بگيرند .