صحبت باشد . خلق ايشان را به نظر نيرزد ، و چون به نظر نيرزد به صحبت كى ارزد ؟ ! باز نيمبيت آخر گفت : چون ايشان را بينى همه ضميراند بىصور ، يعنى صور را در توان يافتن و ضمير را در نتوان يافتن . و كس ايشان را درنيابد . پندارى همه ضميراند . و نيز صورتها پرعيب باشد و ضمير بىعيب . از پاكى صورت ايشان است كه پندارى صورت ايشان ضمير است . و نيز چون ظاهر را راست كردهاند بر ضمير چنان است كه گويى ظاهر ايشان هم ضمير است .
و نيز چون از خلق گريزاناند و با كس نيارامند ، چنان است كه گويى ضميراند كه اين صفت ضمير باشد .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1697
مساهمون: محمد روشن
ص١٦٩٧