تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1675

مساهمون:

ص١٦٧٥

الباب الخامس و الخمسون قولهم فى صفة العارف

« سئل الحسن بن على [ بن يزدانيار ] رحمة الله عليه متى يكون العارف بمشهد الحق سبحانه فقال اذا بدأ الشاهد و فنى الشواهد و ذهب الحواس و اضمحل الاخلاص » . حسن بن على بن يزدانيار را رحمة الله عليه پرسيدند كه عارف به مشهد حق كى عارف شود ، يعنى به آن مقام كه حق را بيند كى رسد ، و در آن مقام او را صفت چه باشد ؟ گفت : چون شاهد پديد آيد و شواهد فانى گردد . به اين شاهد حق را مىخواهد و شواهد خلق را . يعنى چون حق او را پديد آيد خلق از او فانى گردد . يعنى چون سر شاهد گردد حق را خلق از سر او فروافتد تا او را در حال مشاهدت خلق ياد نيايد . « و ذهب الحواس » حواس او برود ، و معنى ذهب حواس نه آن است كه بىحاست گردد ، لكن منفعت حواس از او برود به آن معنى كه مراد از حاسهء بصر ديدن است و مراد از ديدن تمييز كردن است ، و مراد از تمييز كردن لذت برداشتن است . چون سر او به مشاهدت حق مستوفى گردد نيز بصر او از ديدن هيچ لذت نيابد ، و چون لذت نيابد چنان باشد كه گويى او را بصر نيست . و ديگر حواس هم بر