تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1646

مساهمون:

ص١٦٤٦
عاجز فعل روا نباشد . و نيز داند كه حى است كه از ميت و جماد فعل روا نباشد . و چون بيند كه افعال او محكم و متقن است داند كه فاعل عالم است كه از حاصل فعل محكم و متقن نيايد . پس چون اتفاق تدبير و نظام مدبرات بيند داند كه فاعل واحد است . از بهر آنكه چون فاعل دو باشد اختلاف تدبير افتد و افعال منظوم و متسق نيايد . اين اثبات كردن به اين وجه نه ما ياد كرديم معرفت حق است كه هركه حق را به اين صفت بشناسد معرفت حق شناخته بود ، از بهر آنكه حق راست است و صواب . باز گفت : « و الحقيقة على أن لا سبيل [ 204 ب ] اليها لامتناع الصمدية و تحقق الربوبية » . و معرفت حقيقت آن باشد كه عارف را راه نباشد به او از امتناع صمديت و تحقق ربوبيت . و معنى امتناع صمديت آن باشد كه گفته‌اند : الصمد الذى لا طريق اليه الا من حيث الاثبات . صمد آن باشد كه كس را به او راه نباشد جز هستى و تحقق . ربوبيت آن باشد كه او را راه باشد و كس را بر او راه نباشد . به معنى سلطنت و قدرت و قهر و غلبه . باز بر اين حجت آورد و گفت : « قال الله عز و جلّ :
وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً
» . علم بندگان به من محيط نگردد . و اين از آن معنى گفت كه احاطت علم آن باشد كه از كل وجوه به كل معانى بداند . و اين از بندگان در حق خدا روا نباشد . از بهر آنكه بندگان از خدا آن‌قدر دانند كه اظهار كرد ، و اظهار آن‌قدر كرد كه ايشان تحمل توانند كردن . اما كمال صفات بر بندگان ظاهر نكرد از بهر آنكه اگر سطوت عدل خود بر بندگان ظاهر كند از يأس كافر گردند . و اگر سعت رحمت خود بر خلق ظاهر كند از امن كافر گردند . چندان ظاهر كرد كه خلق تحمل توانستند كردن . نبينى كه پيغمبر عليه السلام گفت آن روز كه خداى تعالى آسمان و زمين آفريد صد رحمت بيافريد ؛ يكى در ميان خلق نهاد و نود و نه در خزانهء خود پنهان كرد . همه خير دينى و دنياوى در اين جهان از آن يك رحمت است . اگر اين همه به يك تن دهد طاقت ندارد . پس هر صد رحمت را كه طاقت دارد آنگاه كه قيامت گردد ، اين يك رحمت را از خلق بستاند