تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1523

مساهمون:

ص١٥٢٣
كند . يعنى سر و ظاهر خويش به شغل عقبى مشغول كند ، حق تعالى او را از شغل اين جهان فارغ كند تا او را سر به چيزى مشغول نگردد كه همت او پراگنده گردد تا شغل او بر او تباه نگردد . و اين چنان است كه خدا گفت :
مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ .
و نيز پيغامبر عليه سلام الله گفت : الناس فى مساجدهم و الله فى حوائجهم . و نيز گفت : مثل الدنيا و الآخرة كمثل ضرتين به قدر ما ارضيت إحداهما اسخطت الاخرى . و اين از بهر آن است كه دنيا مزرعهء آخرت است ، و عقبى را جز به ترك دنيا نتوان يافت . و لامحاله فانى تبع باقى باشد ، همچنان‌كه محدث تبع قديم باشد . چون كسى باقى جويد حق سبحانه شغل فانى از دل او بردارد . آن طلب كردن باقى همه همتها را يك همت گردانيدن است . و اين شغل فانى از دل او برداشتن كفايت حق است در حق او . و اين به مثال ظاهر چنان است كه مهترى كهتر خويش را يا خداوندى بندهء خويش را كارى فرمايد و داند كه اگر دل او به اسباب خود مشغول گردد آن كار تمام نگردد . او را گويد همه همت خود با آن كار آر . تا من كار ترا كفايت كنم . باز در خبر چنين مىگويد : « و من تشعبت به الهموم لم يبال الله فى اى اوديتها هلك » . و هر كه را همت پراگنده گردد ، خدا باك ندارد كه او را در كدام وادى هلاك كند ، وادى نفس يا وادى شيطان يا وادى دنيا يا وادى خلق كه اصل تفرقهء همت اين چهاراند . يا مراد نفس جويد يا به جمع دنيا مشغول گردد يا موافقت شيطان كند يا نظارهء خلق شود . چون نفس را موافقت كرد در عجب افتد ؛ و چون خلق را موافقت كرد در ريا افتد ؛ و چون دنيا را موافقت كرد در حجاب افتد ؛ و چون شيطان را موافقت كرد در شرك افتد ؛ و اين هر چهار وادى وادى هلاك‌اند . چون همت خود را اينجا افگند ، و همت صفت سر است ، و ظاهر بنده تبع باطن است . چون همت باطن به چيزى مشغول گشت ظاهر آنجا رود تا باطنش مرهون محبت آن چيز گردد ؛ و ظاهر او مرهون آن خدمت چيز گردد نه ظاهرش با حق ماند و نه باطن .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1523 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى