الباب التاسع و الاربعون قولهم فى الجمع و التفرقة
جمع و تفرقه لفظى است اين طايفه را كه گويند فلان مجتمع است و فلان متفرق است . و از اين [ 163 الف ] جمع و تفرق ، جمع و تفرق سر خواهند ، و اين مبتذل است . ميان هر طايفهاى كه كسى كه او با هركسى صحبت كند گويند فلان پراگنده صحبت است . و چون دست در هر كارى بزند گويند فلان پراگنده كار است . و اين جمع و تفرقه نزديك عام است ظاهر را است . باز مدار سخن اين طايفه بر باطن است كه ايشان از جمع و تفرقه جمع و تفرقهء باطن خواهند . چون همت بنده يك همت گردد و همه يك معنى را طلب كند او را مجتمع خوانند . و چون همت او هر چيزى جويد او را متفرق خوانند .
و اين نيز در ميان دوستى مخلوقان مبتذل است كه چون كسى كسى را دوست دارد گويند فلان بجمله فلان را گشته است . يعنى همه همت و مراد او او را مىجويد . و نيز ميان فقها رضى الله عنهم لفظ جمع و تفريق مبتذل است تا در سخنان خويش گويند : يجمعهما كذا كذا و يفرق بينهما كذا و كذا . و چون دو چيز را به يك معنى مجتمع