تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1518

مساهمون:

ص١٥١٨
گردد از او چه آيد ، اگر به كودكيش هلاك كردى اين بلا پديد نيامدى . ان هى الا فتنتك . و اگر اين گروه را كه متابعت او كردند معصوم داشتى چنان كه اين دو سبط و نيم را اين بلا پديد نيامدى . ان هى الا فتنتك . و اگر سامرى چون قصد كرد تا قوم مرا دعوت كند ، زبان او را گنگ گردانيدى ، اين بلا پديد نيامدى . ان هى الا فتنتك . و نيز اگرچه زرگر گوساله‌اى زرين كرد و خاك در دهن او افگند ، لكن زر را حيوان كردن و از زر بانگ بيرون آوردن تا گويد : انا ربكم اهلكت موسى فاعبدونى . اين در قدرت سامرى نيست و در قدرت هيچ مخلوق نيست . ان هى الا فتنتك . و اگر قضاى ازلى نبودى و ارادت تو نبودى و علم سابق نبودى از اين هيچ نبودى . ان هى الا فتنتك . اينك سامرى را معدوم الصفة ديدن در شهود حق اين باشد . و قصهء سامرى را بر اختصار ياد كرديم و اختلاف علما در او بگفتيم تا از شرط كتاب بيرون نرويم . باز دو [ 162 ب ] بيت حجت آورد و گفت : « انشدونا للنورى :
تسترت عن دهرى بستر همومه * محيرة فى قدر من جل عن قدرى »
گفت : در پرده و در حجاب رفته‌ام از اين زمانهء خويش به پردهء اندوهان دوست ، و اين بر طريق تمثيل است كه هركس كه از پس پرده باشد از ماوراء پرده خبر ندارد . و متعارف است ميان خلق كه گويند فلان را ميان خويش و ميان فلان پرده كن . يعنى فلان را به قوت و جاه فلان از خويشتن دفع كن . و نيز در شريعت آمده است كه طاعتها حجاب گردد ميان بنده و ميان دوزخ ، و به حقيقت حجاب نگردد لكن سبب گردد بازداشتن بلا را . و نيز در دعا گويند خدا اين صدقه ميان تو و دوزخ پرده گرداناد . و اين همه پرده كه ياد كرديم بر طريق مثل باشد نه بر طريق حقيقت . پس هركس كه به چيزى مشغول گردد يا از چيزى خبر ندارد گويند فلان چيز مرا از فلان چيز پرده گشت .