تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1484

مساهمون:

ص١٤٨٤
مىخواهد كه اين حالى باشد محمود و مشكور ، لكن حالى كه بنده در او معذور باشد . لكن اين حال جائز باشد كه در شريعت بيفتد . و اين دليلها حجت باشد بر آن‌كس كه منكر باشد حال غلبه را . و نظير اين در شريعت آن است كه بنده در حال اختيار به خوردن مردار و مى ملام و مذموم گردد ، اما در حال ضرورت معذور باشد . و نيز به راندن كلمهء كفر بر زبان در حال اختيار مرتد گردد ، اما به حال ضرورت معذور باشد ، چنان كه عمار بن ياسر كه در شأن او آمد : الا من اكره و قلبه مطمئن بالايمان . باز گفت : « و يجوز فيها ما لا يجوز فى حال السكون » . در حال غلبه روا باشد آنچه در حال سكون روا نباشد . يعنى چون غلبات ساكن گردد آنچه در حال غلبه پديد آمدى اگر در اين حال پديد آيد معاتب و معاقب گردد . و در زير اين حرفى عجب است و آن آنست كه هركس كه انفاس اين طايفه را به تقليد اعتقاد كند كافر و زنديق گردد . بايد كه نخست اصل مذهب ايشان بداند تا صحيح از سقيم جدا داند كردن ، تا صحيح را اعتقاد كند و سقيم را رد كند ، از بهر آنكه ايشان خداوندان حال بوده‌اند ؛ و خداوند حال گاه مغلوب باشد و گاه ساكن . آنچه در ايشان از حال غلبه پديد آمدى چون ساكن گشتندى و ايشان را از آن انفاس خبر دادندى ، توبه كردندى و به عذر مشغول گشتندى . و چون كسى را حال حال سكون باشد انفاس غلبات ايشان را اعتقاد گيرد ، آنگاه دين او را نقصان درآيد . « و يكون السكون فيه بما هو ارفع منه من الحال امكن و اتم حالة » . گفت : و آن‌كس كه او را حال سكون باشد در آن وقت يا در آن حادثه به چيزى كه او برتر باشد از آن خداوند غلبهء آن حال نكوتر و تمام‌تر باشد . و معنى اين سخن آن است كه چون حال يك حال باشد و وقت يك وقت باشد و حادثه يك حادثه باشد ، و دو تن باشند كه هر دو تن را آنجا شرب باشد يكى با سكون و يكى با غلبه ، اين ساكن را مقام برتر باشد از مقام مغلوب ، از بهر آنكه مغلوب از ضعف وقت مغلوب گردد ، و ساكن از قوت وقت ساكن باشد . و آنكه حال او قوىتر باشد مقام او