نفس در او اثر كند ايمان و كفر گرد آيد . توحيد و شرك گرد آيد .
تا بزرگان زلات انبيا را عليهم السلام تأويل همين نهادهاند كه چون حق خواستى تا سر انبيا را مشاهدت صافى نمايد بىكدورات و رعونات نفس ؛ نفس را به چيزى مشغول كردى تا غايب گشتى تا وقت بر سر تباه نكردى . باز شيخ اين را تفسير مىكند و مىگويد :
قال « معناه ان توكلك عليه لاجل نفسك احتراز من مكروه يصيبها » . توكل كردن تو بر خدا از بهر نفس است تا او را مكروهى پيش نيايد . مانند بلا يا فقر يا فاقه يا آنچه به اين ماند ؛ و آنكه در احتراز نفس سعى كند نفسپرست باشد نه حقپرست . و حكم بندگى تسليم است تا خداوند هرچه [ 99 الف ] خواهد كند .
باز توكل كردن صلاح نفس طلب كردن است و از فساد احتراز كردن ؛ و تسليم با طلب ضدين باشند . و الضدان لا يجتمعان .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1307
مساهمون: محمد روشن
ص١٣٠٧