تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1283

مساهمون:

ص١٢٨٣

الباب الرابع و الثلاثون قولهم فى الاخلاص

« قال جنيد الاخلاص ما اريد به الله من اى عمل كان » . و در جمله سخن اخلاص در پيش برفته است كه هر چيز كه آن يگانه باشد و چيزى ديگر با او نياميزد آن را خالص گويند ، چنان كه : ذهب خالص . و خلوص در كلام عرب خروج باشد ، و هركه از ميان قومى جدا شود گويند : خلص من بينهم ، از بهر آنكه با ايشان نياميزد ، و چون پسران يعقوب عليهم السلام خلوت ساختند از بهر راز گفتن را ، خدا گفت :
خَلَصُوا نَجِيًّا
اى اعتزلوا من الناس يتناجون بينهم . پس معنى اخلاص در جمله انفراد است كه هرچه يگانه بود و با ديگرى نياميزد [ 91 ب ] خالص باشد . حق لغت اين است كه ياد كرديم . بازگرديم به سخن جنيد رحمه الله كه او گفت : اخلاص آن است كه تو از او خدايى خواهى از عملى كه باشد ، يعنى اينكه خدا اخلاص فرمود بندگان را گفت :
وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
، مراد از او آن بود كه دينى كه دارى به اخلاص دار ، يعنى هرچه كنى از بهر من كن با من كسى را مياميز . پس اخلاص عام ترك شرك است ؛ كه چون