تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1275

مساهمون:

ص١٢٧٥

الباب الثالث و الثلاثون قولهم فى التقوى

« قال [ سهل ] التقوى مشاهدة الاحوال على قدر الانفراد » . اصل تقوى بر دو معنا است : يكى ترسيدن و ديگر پرهيز كردن ؛ و به هر دو لغت آمده است و به حقيقت هر دو به يك معنى بازگردد ، از بهر آنكه هركس كه از كسى بترسد از خلاف او و از آزار او حذر كند . چون معنى تقوى اين باشد اكنون تقواى بنده از خداوند بر دو معنى باشد : يا خوف باشد از عقاب يا از فراق . و نشان اين تقوى آن باشد كه اوامر و نواهى حق را خلاف نكند و حقوق و حدود صحبت نگاه دارد تا مستوجب عقاب نگردد . و اگر خوف فراق باشد از دون حق پرهيز كند و با دون او نيارامد تا از حق جدا نماند . و اين هر دو كه ياد كرديم بر مراتب است ، لكن شرح كنيم بر مقدار انفاس كه در كتاب ياد كرده است . پس در كتاب گفت كه تقوى آن است كه احوال را بيند بر معنى انفراد . و معنى اين سخن آن است كه هر حال كه در آن حال بنگرد چون آن حال نه حق را باشد قطيعت و بعد گردد ، آنگاه سبب وصال و قرب باشد كه حق را بود . و از هر چيزى كه او را از حق فراق و بعد