راست باشد با وى كه آن كس كه به عيان شاهد شود قدرت خدا را .
با آنكه گروهى خود اين سخن را ضعيف داشتهاند و گفتهاند ترك گناه از بيم عذاب نفس پرستيدن است ، از بهر آنكه هركه گناه به جاى بگذارد يا از گناه توبه كند از بهر آن كند تا از عذاب آمن گردد ، پس از توبه كردن نصيب خويش مىجويد نه نصيب حق .
فيكون هذا راجعا بتوبته الى نفسه لا الى ربه . پس از اين برتر آن باشد كه قدرت حق ببيند و بداند كه اگر در آن ساعت كه مرا به خلاف و جفا ديد از من بيزار گردد ، در هر دو كون كس را قدرت آن نيست كه مرا به وى رساند . و از اين برتر هست و آن آنست كه چون قدرت حق در خويشتن ببيند بداند كه اين آلت كه من او را به آن مىآزارم هم از او يافتهام ، نعمت خدا بر خدا سپاه نگرداند . پس گناه نه از بيم عذاب به جايى گذارد و نه از بيم فراق ، لكن هيبت قدرت حق او را چنان فروگيرد كه از مشاهدت جلال او در خاطر او ذكر گناه نماند ، و لا محاله خدا اقدر القادرين است ، و كسى كه ميان خويش و ميان حق سبحانه دعوى راستى ايمان دارد مقام او كم از آن نيايد كه از خدا چندان شرم دارد كه از مخلوقى شرم دارد ، و چيزى كه پديدار مخلوقان نكند پديدار خداوند هم نكند .
باز سائل او را پرسيد كه توبهء استجابت كدام است ؟ گفت آنكه از خدا شرم دارى از بهر نزديكى او به تو . و معنى اين سخن آن باشد كه خدا به بنده از همه كسان و از همه چيزها نزديكتر است به معنى علم و قدرت و سلطنت . آنكه او را بيند كس نبيند ؛ و آنكه او داند كس نداند ؛ و آنكه [ وى ] تواند كس نتواند . او از بنده همه باز تواند داشتن ، و هيچكس او را از بنده باز نتواند داشتن . چون قرب او به اين معنى ببيند همچندانكه از بعيدان شرم دارد از قريب شرم دارد . و شايد كه معنى شرم آن باشد كه در خاطر خلاف نينديشد تا مقام اول كه از قدرت بترسد آن باشد كه گناه به جاى بگذارد ؛ و مقام شرم آن باشد كه گناه خود نهانديشد .
و شايد كه معنى شرم آن باشد كه هركس كه او را دوستى باشد
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1214
مساهمون: محمد روشن
ص١٢١٤