به مقدار دوستى نزديكترين كسى به وى دوست او باشد ، و قربى كه آن قرب محبت باشد اگر هر دو كون در ميان افتد حجاب نكند كه :
لا يكون مع المحبة بعد و لا مع العداوة قرب . و لا محاله شرط صحت ايمان آن است كه حق او را دوستتر از هر دو كون باشد ، و بر مقدار محبت در سر او حق را قرب باشد ، و شرم همواره از نزديكان بيش آيد . اگر دعوى محبت او صدق است حق به او از همه چيزها قريبتر است . به خلاف حق مشغول گشتن از حق اعراض آوردن است ، و در دعوى محبت از حق اعراض آوردن بىشرمى باشد ، و الله اعلم . [ 70 الف ]
« قال ذو النون توبة العام من الذنوب و توبة الخاص من الغفلة و توبة الانبياء [ من روية ] عجز هم عن بلوغ ما ناله غيرهم » . گفت توبهء عام از گناه بازگشتن است و توبهء خاص از غفلت بازگشتن است و توبهء انبيا عليهم الصلاة و السلام آن است كه عجز خويش ببيند از رسيدن به جايى كه غير ايشان رسيده باشند . اما توبهء عام از گناه آن باشد كه معصيت به جاى بگذارد هم به فعل ظاهر و هم به نيت باطن .
و باطن را بدل قصد معصيت به ندامت مشغول گرداند ، و ظاهر را به بدل فعل معصيت به طاعت مشغول گرداند . فاما چون عذر خواهد و از جفا برنگردد و ندامت به اعتقاد نگيرد ثابت نباشد ، چنان كه پيغامبر گفت عليه السلام : المستغفر بلسانه و المصر بذنبه كالمستهزئ بربه .
اما [ توبهء ] خاص از غفلت آن باشد كه هرگاه كه سر ايشان طرفتى يا لحظتى يا خطرتى به غير حق مشغول گردد هم به آن مقدار از حق سبحانه غافل گردند و از آن غفلت خويش عذر خواهند و از مقام اعراض به مقام اقبال بازآيند ، چنان كه خدا گفت :
وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
. و ايشان را نفرمود كه سوى رحمت بازگرديد و نه سوى بهشت ، و لكن سوى خدا بازگرديد .
اما توبهء پيغمبران كه گفت از ديدن عجز است موافق است قول پيغمبر را عليه السلام كه گفت : انى لاستغفر الله فى كل يوم مائة