تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1205

مساهمون:

ص١٢٠٥
در راحت غير روا دارند [ فقر خويش در غناى غير روا دارند و غم خويش در شادى غير روا دارند ] ، و گرسنگى خود در سيرى ديگرى روا دارند ، و از خويشتن همه نصيب اغيار طلب كنند و از اغيار نصيب خويش طلب نكنند ، و اصل اين از مصطفى صلوات الله و سلامه عليه گرفتند كه چون دنيا به دعوت بگذاشت و عقبى به شفاعت درخواست ، دعوت و شفاعت هر دو نيك آمد غيرى باشد . و اگر او صلوات الله عليه در دار فنا يك نفس خود طلب كردى در دار بقا نفسى گشتى چنان كه پيغامبران ديگر . چون استاد ايشان به اين بزرگوارى بود خوى از او گرفتند و از او آموختند . باز حجت مىآرد بر اين و مىگويد : « قال الله تعالى :
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ
» . و اين هر سه بار خلق كشيدن است و بار خويش بر خلق نانهادن است و نصيب خلق از خويشتن دادن است ، و نصيب خويش از خلق ناجستن است ، تا چون جبريل عليه السلام اين آيت بياورد و مصطفى را عليه السلام بشارت داد و گفت : اتيتك بمكارم الاخلاق . مصطفى گفت : و ما مكارم الاخلاق قال
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ
. سيد اين را به شكر قبول كرد ثنا آمد كه :
إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
. باز شيخ رحمه الله اين دو سخن را تفسير كرد و گفت : « معنى نشر مقام هو ان يعبر عن حاله اذا عبر لا عن حال غيره بلسان العلم » . نشر مقام آن است كه چون عبارت كند از حال خويش عبارت كند نه از حال غير خويش . به زفان علم معنى اين سخن آن باشد كه صدق جهد ببايد تا علم حاصل آيد ، چون علم حاصل آمد تصديق جهد از آنجا زفان عبارت بيابد كه بر او حجت گيرد . و چون راه نمودى چرا خود نرفتى ، لكن صدق عمل بايد در آن علم تا علم او را حال گردد تا خلق را به راهى خواند كه خود رفته باشد تا علم بر او حجت نگردد ، لكن او بر خلق حجت گردد . باز گفت : « و معنى اتصال بقوام هو ان يحمله حاله فى حاله عن حال غيره » . معنى اتصال به قوام آن باشد كه در او حالى پديد آيد كه او در آن حال خويش چنان محمول گردد كه به حال غير نپردازد ، يعنى او را