تَراضٍ مِنْكُمْ ،
در قرآن است و اين همه دليل است كه كسب كردن فريضه است . و اگر چنان بودى كه ايشان گفتند كه توكل را زيان دارد ، ايشان از اين دور بودندى كه ايشان متوكلتر از ديگراناند .
و رسول عليه السلام ياران را منع كردى تا توكل ايشان را نقصان نيارد .
اما اصحاب صفه از عجز كسب نكردند از بهر [ آنكه ] مال نداشتند كه تجارت كردندى چنان كه خدا گفت :
لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ
. و شك نيست كه عثمان رضى الله عنه و عبد الرحمن بن عوف فاضلتر از اصحاب صفه بودند كه ترك كسب توكل را بهتر .
اگر ترك كسب توكل را بهتر بودى اصحاب صفه فاضلتر بودندى .
سخن در اصل مسئله اين است كه ياد كرديم تا به تقسيم سخن گوييم .
اكنون در كتاب ياد كرده است كه اين طايفه را اجماع است در اباحت كسب به نزديك ايشان مباح مىگويند و فريضه نمىگويند ، و اين از بهر آن گفت كه اجماع چون ياد كنند مراد قول اعيان مذهب باشد ؛ چنان كه گويند اجماع فقها اين است ، و مراد اعيان فقها خواهند نه عام . پس اعيان اين طايفه كسب كردن فريضه نداشتند ، از بهر آنكه در خويشتن چندانى قوت توكل داشتند كه اگر از گرسنگى بمردندى بر خدا اعتراض نكردندى و به نزديك خلق گله نكردندى ، و آنكس كه او را مقام اين باشد بر او كسب كردن فريضه نباشد . فاما چون طاقت صبر نباشد يا اعتراض كند يا سؤال ، بر او كسب كردن فريضه باشد .
اما بزرگان اگرچه فريضه ندانند و مباح دارند تستر را ، تا خويشتن را در پرده نگاه دارند و دل خلق به ايشان [ 30 الف ] مشغول نگردد ، چنان كه پيغامبر گفت عليه السلام : من طلب الدنيا حلالا [ اسعافا ] من المسألة و سعيا [ على العيال ] و تعطفا على الجار لقى الله تعالى و وجهه [ كالقمر ] ليلة البدر .
و نيز خدا گفت :
يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ
. و نيز جايى ديگر گفت :
وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ