او كفر است .
آنكه به نفس حج كند به مشعر الحرام بيارامد ، و آنكه به دل حج كند او را آرام نباشد . آنكه به نفس حج كند به منا آرزوها طلبد ، و آنكه به دل حج كند از همه منى تبرا كند . آنكه به نفس حج كند آهنگ خانه كند ، و آنكه به دل حج [ كند ] قصد رب كند . آنكه به نفس حج كند گرد كعبه طواف كند ، و آنكه به دل حج كند در ميدان ربوبيت طواف كند .
آنكه به نفس حج كند كعبه را جويد و آنكه به دل حج كند كعبه او را جويد ؛ آنكه به نفس حج كند به كعبه تقرب كند . و آنكه به دل حج كند كعبه به او تقرب كند . آنكه به نفس حج كند سنگ اندازد ؛ و آنكه به دل حج كند هوا و شهوت و مراد اندازد . آنكه به نفس حج كند سعى ميان صفا و مروه كند ؛ و آنكه به دل حج كند سعى ميان خوف و رجا كند . آنكه به نفس حج كند بوس بر سنگ دهد ؛ و آنكه به دل حج كند سر بر عهد ازل نهد . آنكه به نفس حج كند به احرام درآيد و به حلق بيرون آيد ، و آنكه به دل حج كند به ازل درآيد و تا ابد بيرون نيايد .
آنكه به نفس حج كند چون كعبه بيابد بايستد ، و آنكه به دل حج كند تا رب نيابد هيچ جايى نيستد . چنان كه خليل گفت صلوات الله عليه كه : انى ذاهب الى ربى سيهدين . آنكه به نفس حج گرد كعبه طواف كند ، و آنكه به دل حج كند گرد همه كون طواف كند . آنكه به نفس حج كند كعبه بيند ، و آنكه به دل حج كند مولى بيند . آنكه به نفس حج كند بىانتقال نرسد و بىمضى زمان نيابد . آنكه به نفس حج كند حج او را نهايت است ؛ و آنكه به دل حج كند او را [ 27 ب ] نهايت نيست . و ان الى ربك المنتهى . آنكه به نفس حج كند خانه او را حجاب كند ، و آنكه به دل حج كند او را حجاب نباشد . آنكه به نفس حج كند همه خانه ببيند ، و آنكه به دل حج كند كس خانه نبيند . آنكه به نفس حج كند نثار او مخلوقان كنند ، و آن نثار مالى باشد ؛ و آنكه به دل حج كند نثار او حق كند و آن نثار كرامت و محبت باشد . و گروهى از ايشان كه به حج ركوع آوردند از بهر تذكر
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1096
مساهمون: محمد روشن
ص١٠٩٦