و آن استمتاع ناكردن طيب مثال كرد قيامت است ؛ و آن خويشتن ناآراستن مثال خويشتن فراموش كردن است از هول قيامت ؛ و آن دويدن سوى عرفات مثال شتافتن خلق است سوى دشت قيامت ، چنان كه خدا گفت :
يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً كَأَنَّهُمْ إِلى نُصُبٍ يُوفِضُونَ
.
و آن گرد آمدن به عرفات مثال گرد آمدن به عرصات قيامت است چنان كه خدا گفت :
يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذلِكَ يَوْمُ التَّغابُنِ
. و آن وقوف به عرفات مثال وقوف قيامت است چنان كه خدا گفت :
يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ
. و آن پيش رفتن امام و حاجيان بر اثر او تا به موقف بيستند بر مثال دويدن امت محمد است عليه السلام روز قيامت از پس پيغامبر اميد شفاعت را . و آن ايستادن به موقف مثال شفاعت كردن پيغامبر است امت خويش را ؛ و آن افاضت از عرفات سوى مشعر الحرام [ تا [ 28 ب ] مزدلفه مثال رفتن است سوى شمارگاه و مشعر الحرام با مزدلفه به هم بر مثال ميزاناند ] مرو را دو پله آنچه باشد كه حجاج آنجا رسند اگر [ مركب حلال دارد ] و مطعم و مشرب [ حلال دارد و ملبس حلال دارد ] ، حج ايشان مقبول باشد ، و اگر همه [ حرام دارد همه رنج ] ايشان ضايع باشد .
[ چنان كه به ] خبر آمده است كه چون بنده گويد : لبيك اللهم لبيك ، ندا آيد كه : مركبك حرام و ملبسك حرام و مطعمك حرام فانى يستجاب لك لا لبيك و لا سعديك .
اين مثال ترازو است و مشعر الحرام و مزدلفه دو پلهء او ، تا كه را ترازو گرانتر آيد و كه را سبكتر آيد ، چنان كه خدا گفت :
فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خالِدُونَ
. و آن دست برداشتن به دعا بر مثال انتظار نامه آمدن است ، تا كه را به راست آيد و كه را به چپ آيد ، چنان كه خدا گفت :
فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ
وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ
. باز از مشعر الحرام سوى منا رفتن مثال خواندن او است به نامه خواندن ، چنان كه رب العزة مىگويد :
وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً اقْرَأْ كِتابَكَ