تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
كسى كه ديوانه زايد و ديوانه ميرد گويد : الهى ، مرا عقل [ 175 الف ] دادى ترا بشناختمى . اگر اين خبر درست گردد كسى را بدين مسئله سخن نماند . ثم قال « و ارجأ الاكثرون امرهم الى الله تعالى و جوزوا تعذيبهم و تنعيمهم » . و بيشترين ايشان كار ايشان به خداى [ باز ] گذاشتند و روا نباشد عذاب كردن به دوزخ يا به نعمت بهشت اندر آوردن . و قول اين گروه بر اصل مذهب سنت و جماعت است ، از بهر آنكه مذهب سنت و جماعت آن است كه ايمان و طاعت علت بهشت و ثواب نيند و موجب نه‌اند و لكن اسباب‌اند . موجب خداى تعالى است . و اگر خداى عز و جلّ همه خلق را كافر و مؤمن و مطيع و عاصى به بهشت اندر آوردى ، پيش از خبر جائز بودى ؛ و اگر به دوزخ اندر آوردى پيش از خبر جائز بودى . پس واجب به خبر خداى عز و جلّ گشت نه به فعل بندگان . از بهر آنكه ملك ورا است و مر ورا اندر ملك شريك نيست تا منازعت كند . و برتر از وى مالك نيست تا بر وى انكار كند يا ورا از چيزى منع كند . چون اصل مذهب اين است و بناى اسلام بر اين است ، و هركه جز اين گويد معتزلى باشد . باز گرديم به اطفال مشركان ، گوييم مر ايشان را ايمان نيست تا شرط گردد اندر آمدن به بهشت ، و كفر نيست تا شرط گردد اندر آمدن به دوزخ . [ حكم ] اندر ايشان خداوند را است . اگر عذاب كند عدل است . چه اندر ملك خويش كرد ، و اگر آزاد كند فضل است . چه از ايشان هنرى نيامده است ، و اين طريق سلامت است . فاما از ابو حنيفه رحمة الله عليه چنين روايت كنند كه اندر حكم ايشان توقف كرد ، گفت ندانم كه خداى عز و جلّ با ايشان چه كند . و محمد ابن الحسن همچنين گويد كه ندانم كه خداى تعالى با ايشان چه كند . و لكن دانم كه خداى تعالى كس را بىگناه عذاب نكند . و گروهى چنين گفتند كه مر ايشان را به قيامت بيارند و آتشى برفروزند . خداى عز و جلّ بفرمايد مر ايشان را كه بدان آتش اندر رويد . هركه بشتابد و اندر رود ، خداى تعالى ورا به بهشت اندر آورد و بهشتى گرداند . و هركه بازايستد مر او را به دوزخ برد و
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 645 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى