و محال باشد كه شفيع كسى ديگر باشد و خود اندر بهشت نيايد . به بعضى اخبارها آمده است از اخبار آحاد كه چون خداى عز و جلّ بنده را بيامرزد اندر آن جهان ، بفرمايد كه مر اهل ورا و ازواج ورا و اولاد ورا با وى به بهشت برند كه مر او را در دنيا انس با ايشان بود . امروز ورا به بهشت بىايشان خوش نباشد و دخول ايشان اندر بهشت نزديك اهل سنت و جماعت بر ايمان اول است كه گفتند بلى و فطرت بر اين قول اين باشد . و پيغمبر عليه السلام گفت : كل مولود يولد على الفطرة قالوا على السنة الاولى حين قال بلى . پس دخول به بهشت بدان ايمان اول باشد كه بر وى زاده است و برنگشته است ؛ و درجات بهشت بدان غمها و محنتها كه اندر دنيا بيند .
چنين گفتهاند بزرگان كه اطفال را جان كندن سختتر باشد و بيمارى بيشتر باشد ، حكمت اين است كه چون ايشان را اعمال نيست تا به اعمال درجات يابند مولا تعالى بر ايشان سختيها نهد تا بدين سختيها درجات يابند .
ثم قال « و اختلفوا فى اطفال المشركين فمنهم من قال لا يعذب الله بالنار الا بعد لزوم الحجة على من عاند و كفر و وجبت عليه الاحكام » . معنى قول اين مردمان آن است كه اطفال مشركان را عذاب نباشد ، از بهر آنكه ايشان كفر نياوردهاند و احكام بر ايشان واجب نگشته است ؛ و حجت خداى بر ايشان لازم نيامده است . و عذاب خداى تعالى بر بنده بدين شرط واجب آيد . و بدين معنى چيزى از پيغمبر عليه السلام روايت آوردهاند كه چنين گفت : ثلاثة يدلون على الله تعالى يوم القيامة بحجة . يكى از اين سه كس را گفته است كه اندر فترت بميرد ، روز قيامت چنين گويد : يا رب ، به من پيغمبرى نيامد تا مرا به تو راه نمودى . و نزديك ما اين آن كس باشد كه كفر نه آورده باشد و بر عمى روزگار گذاشته باشد و ندانسته باشد كه مرا حقى همى طلب بايد كردن ، فاما اگر اعتقاد كفر كرده باشد ورا عذر نباشد .
ديگر كودكى كه از پدر و مادر كافر بزايد و نارسيده بميرد ، گويد : الهى ، اگر برسيدمى ترا طاعت داشتمى . و سديگر
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 644
مساهمون: محمد روشن
ص٦٤٤