تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
قالت من زعم ان احدا راى ربه فقد اعظم الفرية على الله تعالى . و مراد عايشه از اين خبر اندر دنيا باشد ، از بهر آنكه اندر آخرت اتفاق است مر اهل حق ، [ سنت و جماعت ] ، را كه ديدار باشد . و به قصهء موسى عليه السلام و به اخبار آمده است كه چون گفت : ارنى انظر اليك ، جواب آمد : لن ترانى . و لكن انظر الى الجبل . خداى جل جلاله فرمود فرشتگان را تا فوج فوج بر موسى همىگذشتند تا آنگه كه تجلى كرد مر كوه را ، و موسى از هيبت آن بيهش بيفتاد سه شبانروز . هر گروهى فرشتگان كه به وى گذشتندى ورا گفتندى يا بن عمران يا بن النساء الحيض لقد تفوهت بعظيم . و اگر در دنيا ديدار روا بودى اين انكار ملايكه را فايده‌اى نبودى . [ قوله ] : « و قال بعضهم رآه النبى صلى الله عليه ليلة المسرى » . و گروهى گفتند كه بديد پيغمبر صلى الله عليه مر خداى را شب معراج . [ قوله ] : « و انه خص من بين الخلائق بالرؤية » . و مر او را مخصوص كرد از ميان خلق به ديدار . [ قوله ] : « كما خص موسى عليه السلام بالكلام » . چنان كه موسى را مخصوص كرد به كلام . [ قوله ] : « و احتجوا بخبر ابن عباس و اسما و انس منهم ابو عبد الله القرشى و الهيكل و بعض المتأخرين » . و اين قول هيكل است و [ آن ] ابو عبد الله قرشى و بعضى از متأخران اين طايفه ، و از اصحاب رسول [ صلى الله عليه ] ابن عباس و اسسا و انس . [ اين سه تن از اصحاب چنين گويند كه شب معراج پيغامبر عليه السلام خداى را عز و جلّ بديد ] . و اين گروه كه اين همى روا دارند همى چنين گويند كه سه تن از پيغمبران به سه چيز مخصوص بودند : ابراهيم عليه السلام به خلت ، هيچ‌كس نام خلت نيافت مگر وى ؛ و موسى صلوات الله عليه به كلام ؛ هيچ‌كس با خداى تعالى سخن نگفت مگر وى بىرسول ؛ و مصطفى صلى الله عليه به ديدار كه هيچ‌كس خداى تعالى را نديد مگر وى .