تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
و نزديك ما وقف كردن خطا است ، از بهر آنكه هر چيزى كه انكار او كفر است ، وقف آوردن و شك آوردن در او هم كفر است . نبينى كه اگر كسى گويد خداى تعالى نيست ، كافر شود ؛ اگر وقف كند گويد ندانم كه هست يا نه ، هم كافر شود . و در نبوت پيغمبر همچنين ، و در همه شرائط ايمان همچنين . اكنون شيخ رضى الله عنه چنين مىگويد كه وقف از دو بيرون نيست : [ قوله ] : « اما ان يقف فيه و هو [ يصفه ] بصفة المحدث المخلوق » . گفت : اين كس كه در قرآن وقف كند يا از بهر آن وقف كند كه او را محدث و مخلوق داند . [ قوله ] : « فهو عنده مخلوق » . قرآن به نزديك او مخلوق است . [ قوله ] : « و وقوفه تقية » . وقف كردن او تقيه است . [ قوله ] : « او يقف و هو منطوى على انه صفة لله فى ذاته » . يا وقف كند ، و او معتقد بر آنكه قرآن صفت خداى است ، صفت ذات او . [ قوله ] : « فلا معنى لوقوفه على عبارة الحق و النطق به » . پس معنى نيست مر وقف كردن او را [ بر ] عبارت حق و گفتن حق . و معنى جمله اين سخن آن است كه اين [ 100 الف ] واقفى كه وقف مىكند ، يا از بهر آن وقف مىكند كه كلام خداى را مخلوق مىداند ، از بيم نمىيارد گفتن ؛ يا غير مخلوق مىداند و حق پنهان مىدارد و نمىگويد . اگر پنهان كردن حق [ است ] محال است ؛ وگر پنهان داشتن است اعتقاد باطل خويش را ، مبتدع و ضال است . پس به هيچ حال وقف كردن وجه نيست و عذر نيست . باز گفت : « اللهم الا ان ينطوى » . مگر اعتقاد دارد . [ قوله ] : « على انه صفة لله تعالى وحده . » بر آنكه قرآن صفت خداى است . [ قوله ] : « و صفات الله غير مخلوقة » . صفات خداى تعالى نامخلوق‌اند . [ قوله ] : « و لم يمتحن بناف يجب عليه اثباته » . و اين كس آزموده نگشته است به كسى كه آن را كه او مىگويد نفى كند تا بر