انه غفور رحيم ، شايستى كه جز او نيز غفور و رحيم [ 90 ب ] بودى .
چون گفت : انه هو ، اشارت كرد كه اين صفت مرا است و غير مرا نيست . چون من نيامرزم ، و جز من كس را نيابى كه بيامرزد ، كجا روى ؟ !
باز گفت : « و كذلك جميع صفاته التى وصف بها نفسه » . و همچنين همه صفات او كه خود را بدان وصف كرد .
[ قوله ] : « يوصف بها كلها فى الازل » . او را بدان همه صفات وصف كند در ازل .
[ قوله ] : « كما يوصف بالعلم و القدرة و العز و الكبرياء و القوة » .
همچنانكه وصف كند او را در آن به علم و قدرت و عز و كبريا و قوت ، و اينها صفات ذاتاند كه ياد كرديم و ديگر صفات نيز . و همچنين اتفاق است كاين همه صفات ذات ازلىاند ، گفت همچنانكه او مستحق بود صفات ذات را در ازل .
[ قوله ] : « كذلك يوصف بالتكوين و التصوير و التخليق و الارادة و الكرم و الغفران و الشكر » . گفت همچنين نيز موصوف بود در ازل بدانكه هستكننده است و نگارنده است و آفريننده . و اينها صفت فعلاند .
باز گفت : « و لا يفرقون بين صفة هى فعل و بين صفة لا يقال انها فعل » . و جدا نكنند ميان صفتى كه خدا را آن صفت فعل است ، چون خالق و رازق و غفور و رحيم و آنچه بدين ماند . و ميان صفتى كه آن را نگويند كه فعل است چون حى و عالم و قادر و آنچه بدين ماند .
و نيز در كتاب گفت : « نحو العظمة و الجلال و العلم و القدرة » . و نيز اينها صفت ذاتاند . پس چون در ازل او را بدين صفات ذات موصوف كنند همچنين نيز به صفات فعل در ازل موصوف كنند ؛ و ميان صفتى و صفتى فرق نكنند . و بر خداى كه قديم است صفت محدث روا ندارند . و در كتاب به دليلى اشارت كرد و گفت :
« و ذلك انه لما ثبت انه سميع بصير قادر خالق بارئ مصور » .
گفت : چون ثابت گشت كه حق تعالى سميع است و بصير است و قادر است و اين هر سه صفت ذاتاند ، و خالق است و بارى است و مصور ،
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 333
مساهمون: محمد روشن
ص٣٣٣