شيخ رحمة الله عليه گفت : آنچه اعتقاد من است در اين صفات متشابه و با توحيد راست است . و فقها و ائمهء دين را در او طعن نيست . آن است كه بدانى كه اتيان و مجىء و نزول افعالاند ، و اين همه را كه اين تأويلها نهادند اختلاف نيست ميان ايشان ، كه اينها افعالاند . در فعل خلاف نيست . در چگونگى فعل خلاف است .
و اعتقاد اهل سنت [ 89 ب ] و جماعت در افعال خداى آن است كه چون خداى تعالى در مكانى يا در نفسى يا در چيزى فعلى كند ، متغير آن مفعول گردد نه خداى تعالى . نبينى كه چندين هزار خلق را ساعتى از عدم در وجود آرد ، و از وجود با عدم مىبرد . نه ايجاد ايشان در وجود او زيادت كند و نه اعدام ايشان در وجود او نقصان آرد . و اين همه موجودات را از حال به حال مىگرداند چون ليل و نهار و موت و حيات و مرض و صحت و فقر و غنى و ذل و عز و غم و شادى و حركت و سكون و اتصال و انفصال و اجتماع و افتراق و آنچه بدين ماند همه را مىگرداند و خود نمىگردد . وگر به تغير مفعولات تغيرى به فاعل بازگشتى چيزى بودى كه در هيچ عقل راه نيابد و هيچ عقل آن را نپذيرد . و آن آن است كه تغير مفعولات به يك وقت تغيرى است بر تضاد به يك محل حركت و در يك محل سكون و موت و حيات و آنچه بدين ماند . و چون تغير مفعولات بر تضاد بود اگر اين فعل در فاعل تغيرى كند به يك ساعت هزار تضاد بر فاعل لازم آيد و اين محال است . و آن كس كه چون فعل كند متغير گردد به يكبار ده فعل نتواند كردن . چون خداى تعالى هزار هزار بار هزار هزار فعل كند و نيز بيشتر به لحظتى و از هيچچيز درنماند ، درست شد كه بر او تغير روا نباشد .
پس اگر اتيان گويد خود را مجىء يا نزول ، اين همه افعالاند باتفاق در آن مكان كه او اتيان آرد يا مجىء يا نزول فعلى كرده باشد در آن مكان كه متغير آن محل مفعول گردد نه ذات خداى تعالى ، تا مفعولات همه گردنده باشند ، و حق تعالى قديم ناگردنده . توحيد اين است و اعتقاد مسلمانى اين است . هركه خداى را جل و عز تغير اين صفت داند مسلمان نيست .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 329
مساهمون: محمد روشن
ص٣٢٩