تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ .
و نيز گفت :
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى .
و مجاز اين لغت آن است كه چون ايشان هرچه كردند به امر او كردند . چنان است كه گويى او كرد . و گروهى چنين گفته‌اند كه اتيان خداى تعالى ظهور حكم او باشد به فضل با اوليا و به عدل با اعدا . و اين نيز هم متعارف است ، كه چون جهانى به جور ويران گشته باشد سلطانى عادل مستولى گردد و عدل اظهار كند ، گويند تا فلان بيامد جهان آبادان گشت . آن مراد اتيان ذات او نبود ، چه اتيان حكم او بود ، ظهور حكم او را عبارت كنند به اتيان او . نيز اينجا همچنين باشد ، چه اتيان و مجىء در صفت قيامت ياد كرده است ، و چون قيامت بيايد حكم مخلوقان يك‌بارگى بردارد ، و حكم خويش يك‌بارگى اظهار كند ؛ و مظلومان را انصاف دهد و از ظالمان انتصاف كند ، و ضعيفان را يارى كند و قويان را قهر كند و مطيعان را كرامت كند و عاصيان را خوار كند و حكمى بىمحابا پيدا كند . نه به كس ميل كند و نه بر كس جور كند ، و حكم مخلوقان چنين نبود . [ چون آن ] حكمها بردارد و اين حكم خويش ظاهر كند ، اين را اتيان گويند . و نيز قولها گفته‌اند مانندهء اينكه چون اين را به حقيقت بداند از آن ديگرها مستغنى گردد ، لكن اين همه تأويلها ياد كردن مخاطره است از بهر دو معنى را يكى آن است كه اين همه مجازاند و حقيقت نيستند ، و چيزى كه آن مجاز بود در حق خداى تعالى گفتن مخاطره بود مگر كه به نص آن شريعت آمده باشد . و ديگر آن است كه ما ندانيم كه مراد حق تعالى از اين تأويلها كدام است ، باشد كه در خطا افتيم و دين ما را زيان دارد كه اعتقاد كردن در خداى تعالى و صفت او هايل و ترسناك است . و يكى از بزرگان چنين گفته است كه راه توحيد چون تيزى شمشير است ، و بر تيزى شمشير رفتن مخاطره است ، كه اگر از او بيفتى هلاك گردى . پس سلامت آن است كه آن قولها پيش‌گيرى و به تلاوت و روايت ايمان آرى و جست‌وجوى نكنى ؛ و اين طريق مقلدان است و طريقى با سلامت است ، اگرچه كار بيچارگان است .