تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥

الباب الثانى فى ذكر نعت رجال الصوفية

« ممن نطق بعلومهم و عبر عن مواجيدهم و نشر مقاماتهم و وصف احوالهم قولا و فعلا بعد الصحابة » . آن كسان كه سخن گفتند به علم اين طايفه و عبارت كردند از وجدهاى ايشان و نشر كردند مقامهاى ايشان و وصف كردند احوال ايشان هم به قول و هم به فعل ، چهار فصل ياد كرد [ ند ] : علم و ، وجد و ، مقام و ، حال . اول درجه علم است ، ديگر وجد است ، سديگر حال است ، چهارم مقام است . آن سه اول صفات بنده است و آن چهارم مقام است ، صفت بنده نيست . احوال دليل مقام است ، و مواجيد دليل احوال است و علم دليل وجد است ، و نطق و عبارت دليل علم . تا علم نبود از او عبارت نتوان كرد ؛ تا وجد پديد نيايد علم نباشد ؛ و تا حال درست نگردد وجد نبود ؛ و تا به مقام راستى نرسد او را حال نباشد . و آنكه او را مقام درست گشت حال او در مقام حجاب گردد ، و آنكه او را حال صافى گشت وجد او را از حال غائب كند ؛ و آنكه او را وجد درست گشت [ 52 ب ] از عبارت علم مستغنى گردد . مقام اول