تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
ازل از ابد گذشتن است و به خداوند ازل رسيدن . و اين بر طريق مثل است كه دنياجويان روى به سفر آورده‌اند ، و منزل به منزل مىبرند تا به مراد خود رسند ، و ايشان را فرسنگ فرسنگ بايد رفتن ، و آن فرسنگها زير گام بايد آوردن . و نيز باشد كه از بهر مراد دنيا در بيابانها گم گردند . [ 52 الف ] و نيز باشد كه به تشنگى و گرسنگى هلاك شوند . و نيز باشد كه به دست دزدان گرفتار شوند ، به سود نرسند و مايه از دست بدهند . و نيز باشد كه چون طمعشان بزرگتر شود سفر دريا سازند و در او غرق شوند و به مراد نرسند . چون طمع بزرگتر آمد خطر بزرگتر آمد . دنيا را كه دشمن خدا است طلب كنى چندين بلا ببايد ديدن . باز گروهى ديگر زاهدان‌اند ، دنيا به جاى بگذاشته‌اند و عقبى مىجويند . منزلهاى ايشان طاعتها است . طاعت طاعت مىبرند و مىروند . چنان كه دنياجويان پشت بر وطن خويش آورده‌اند و روى به غربت نهاده ، از بهر جستن مراد زاهدان نيز پشت بر دنيا آورده‌اند جستن مراد را تا مگر به عقبى رسند انفاس مىشمرند . و انفاس زاهدان برابر گامهاى دنياجويان است ، و هر طاعتى كه مىكنند و مىگذرند برابر منزلهاى دنياجويان است . باز سفر عارفان به همت است . آنچه دنياجويان به گام روند ، ايشان به همت روند ، و آنچه زاهدان به طاعت پيش روند ، ايشان به مفلسى پيش روند . همه دنيا را يك گام كنند و عقبى را ديگر گام . و اگرچه راه دور است ، لكن به دو گام بگذرانند . هركه پشت بر دنيا كرد اگرچه در دنيا است از دنيا رفت . و هركه پشت بر خلق كرد اگرچه با خلق است از خلق جدا گشت . ايشان هر دو كون در زير قدم آرند به همت . و خويشتن در كشتى بلا نهند و به درياى عظمت درآيند و بادبان تسليم بركشند و گوش به باد مشيت دارند تا مگر بود كه باد راست جهد و ايشان را زود به مراد رساند . و بود كه موج خيزد و كشتى نگوسار شود نه عارف ماند و نه معرفت . اين مقدار بسنده بود كه ياد كرديم .