راحت و نعمت جاويدى افتد ، و هر نفسى كه او نادان برود ازين عالم مخالفت باشد مر نفس كلّ را و نفس كلّ ازو بپرهيزد از بهر آنكه او اين عمل عظيم از بيم نادانى هميكند پس چون نادان را يابد او را نپذيرد و آن نفس اندر عذاب و شدّت جاويدى بماند . و گوئيم مردم موافق نفس كلّ به اطاعت رسول شود كه او فرستادهء نفس كلّ است بتأييد عقل كلّ تا مردمان را سوى علم توحيد خواند تا چون دانا شوند بدين علم عظيم [ و ] نفس كلّ بديشان نقصان خويش راست كند و چون مردمان نفس كلّ را يارى دهند و او مر ايشان را يارى دهد چنان كه خداى تعالى هميگويد قوله تعالى :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ
« 1 » هميگويد اى گرويدگان اگر شما خداى را يارى دهيد او مر شما را يارى دهد ، پس گوئيم اين جهان بر مثال آئينه است كه نعمتهاى آن جهانى اندر اين همىتابد چون خالى و دست كسى بدان نرسد كه او را نگاه دارد بر مثال صورتهاى نيكو كه اندر آئينه همىتوان ديدن و مر آن را نتوان يافتن ، چون اين آرايشها و لذّتها كه اندرين عالم است ناپايدار است دانستيم كه عرضى است و عرضى را از جوهر اثر باشد پس دانستيم اين نعمتها آثار است از عالم روحانى كه آن جوهر است .
پس خردمند آنست [ كه ] بدين روزگار « 2 » فانى مر آن روزگار باقى را بجويد و بدين نعمت گذرنده ننگرد و قصد آن نعمت باقى كند بورزيدن طاعت و دور بودن از شهوت و رغبت ناكردن اندر آنچه مرو را بقا و ثبات نيست « 3 » و ببايد دانستن كه اين جهان در
هامش
( 1 ) سوره 47 آيه 8 .
( 2 ) نخ : روزهگار .
( 3 ) نخ : باقى اثبات نيست ( كذا ) .