تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
و فرمان خداى تعالى رفته باشند ، و هر زنى كه زير دست زنى ديگر باشد بدين معنى كه ياد كرديم او اندر لعنت خداى تعالى گرفتار باشد و هلاكى و رسوائى و خرابى نفسانى اندرو رسيده باشد به بريده شدن فيض روح القدس ازو ، ايزد تعالى مؤمنان را بر حق نگاه دارد آمين رب العالمين .

گفتار چهل و دويم اندر كشتن و ديت بر عاقل و عاقله « 1 » و تأويل آن

گوئيم « 2 » بتوفيق خداى تعالى و نور خداوند شريعت عليه السّلام كه كشتن خطا آنست كه مرد شكارى صيد همىخواهد زدن و تير او بر كسى ديگر آيد كه هلاك همىشود و ايزد تعالى ديت كشته بفرمود بماندگان كشته رسانيدن چنان كه گفت قوله تعالى :
وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ
« 3 » گفت هركه بكشت مؤمنى را بخطا برو واجب شود بردهء آزاد كردن كه مؤمن باشد آن برده و سپردن ديت آن مرد كشته بماندگان آن كشته ، و اين همه از فرمانهاى مجمل است كه مفصّل آن وابسته است بسنّت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از بهر آنكه اندر كتاب خداى تعالى پيدا نيست كه ديت مرد مؤمن چند است و اگر كشنده را كه او را بخطا كشته باشد مال نباشد اين ديت از كجا بايد دادن ، و سنّت رسول صلى الله عليه و آله و سلّم به ظاهر
هامش
( 1 ) درين فصل مكرر « عاقل و عاقله » دارد ، و آن گويا از سهو نسّاخ باشد و صواب « عاقله » فقط است چنان كه در كتب فقه مشروح است و « عاقل » درين معنى هيچ مصطلح نيست . ( 2 ) نخ : گويم . ( 3 ) سوره 4 آيه 94 .