تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
كزين خود هيچ صورتى پديد نيايد و آن سخن مانند نطفهء مردى باشد كه اندر مردى افتد و ازو فرزند جسمانى تولد نكند و اين باطن را لواطت باشد و هر دو اندر لعنت خداى تعالى باشند از بهر آنكه لعنت دورى باشد و آن ظاهرى [ را ] خود از امام زمان كه او به زمين خليفهء خدايست بفرمان او عليه السّلام دورى است ، و اين حدّ « 1 » كه روى از حق بگرداند و اندر ظاهر بطمع دنيا رغبت كند از امام زمان دور بماند ، و هلاك نفسانى كه بمعنى رجم نفسانى است اندر هر دو رسيده باشد . و آن زن كه خويشتن را « 2 » مانند مردان كند آن كس باشد كه خويشتن را بجاى ناطق بپاىكرد تا « 3 » او را همىبايست سخن شنودن از آنكه ناطق او را بپاىكرد و او گفت من مر شما را بشنوانم و او زن بود اندر حال نفسانى كه خويشتن را مانند مردان كرد و بر خويشتن و بر امّت ستم كرد و لعنت خداى و رسول اندر وى برسيد و متابعان او را نيز همانست كه بپاىدارند « 4 » كه همه زنان نفسانىاند - از بهر آنكه چون از معانى متشابه كتاب ايشان را پرسى ندانند و تأويل شريعت را نشناسند و عاجزان امتند همچنانكه زنان عاجز باشند از مردان و بجاى مردان ايستاده‌اند و همىگويند شما پذيرندگان باشيد چون زنان و ما « 5 » فايده‌دهندگان باشيم چون مردان ، و ايشان هر يكى سحّاقه‌اند و هركه از ايشان پذيرفت زنانىاند كه بر خود سحّاقه را پادشاه كرده‌اند از بهر آنكه خلق را از آموختن چاره نيست همچنانكه مر زنان را از مردان چاره نيست ، و ليكن زنان را زير دست مردان بايد بودن تا بر سنّت رسول عليه السّلام
هامش
( 1 ) يعنى اين حدّ از حدود دين ، يعنى داعى و مأذون . ( 2 ) نخ : و آنكه زن خويشتن كه را . ( 3 ) نخ : و ( بجاى « تا » ) . ( 4 ) كذا فى نخ . ( 5 ) نخ : تا ( بجاى « و ما » ) .