تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
است بر مردان امّت من و حلال است بر مادگان امت من ، و بدين قول ظاهر او عليه السّلام گفت كه [ اگر ] مرد با پيرايهء زرين چون انگشترين و كارد و كمر و جز آن چنان كه اندرو هيچ چيز جز زر نباشد نماز كند يا جامهء كه تاروپود ان ابريشم باشد بىپنبه نماز كند نماز وى روا نباشد از بهر آنكه با حرام نماز روا نباشد و آنچه رسول گويد حرامست حرام باشد چنان كه خداى تعالى گفت قوله تعالى :
وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
« 1 » ، و اندر تأويل [ اينكه ] حرام است زر و ابريشم گوئيم « 2 » آرايش جسم مردم بجامه است و پيرايه ، و ابريشم شريفتر از همه بافتنيهاست « 3 » كزو جامه‌ها كنند و زر شريفتر از گوهرهاى گداختنى است كزو پيرايه كنند ، و هر دو دليلانند بز مرتبت ناطق كه او شريفتر از همه خلق است ، و ابريشم از نبات بميانجى حيوان پديد آمده است ، و نماز را بر جامهء بايد كردن كز نبات باشد رسته از خاك و خاك دليل است بر مؤمن و نبات دليل است بر باطن شريعت و علم حقيقت و دعوتى كه او تأويل نماز است بمؤمن سزاوار است بعلم باطن ، و نبات دليل است بر امام كه او از خاك بىميانجى پديد آمده است همچنانكه امام از اساس بىميانجى پديد آمده است ، و ابريشم دليل است بر حجّت كه او بميانجى امام پديد آمده است از اساس ، و امام بدعوت كه او نماز حقيقى است سزاوارتر از حجّت است و از آنست كه نماز بر نبات بشايد كردن و بر ابريشم نشايد كردن ، و سيم دليل است بر اساس و با سيم نماز شايسته است ، و سيم به بها همره « 4 » زر است چنان كه تأويل معنى تنزيل است ، و مردان اندر دعوت حدود دين‌اند چون
هامش
( 1 ) سوره 59 آيه 7 . ( 2 ) نخ : گويم . ( 3 ) نخ : جامه‌ها . ( 4 ) كذا فى نخ .