كرد بر كسى كه دويست درهم دارد پنج درم چون يك سال بر آن بگذرد يا بيش از آن ، و واجب كرد بر كسى كه پنج اشتر زهى دارد يك گوسفند صدقه دادن هر سال و اگر صد اشتر باركش دارد هيچ چيز واجب نكرد ، و بر گاو زهى زكات واجب كرد و بر برزه گاو و خر اگر چه بسيار است واجب نكرد ، و چون حال اندر زكوه اين است كه ياد كرديم واجب است بر خردمند بازجستن از حكمت كه زير اين فرمان نهفته است از خزينه داران حكمت خداى تا بدان از آتش دوزخ جاويدانى رهائى يابد .
و شرح صفات زكات [ كه ] رسول عليه السّلام بفرمان خداى تعالى فرموده است بگوئيم و بيان كنيم و بنمائيم يكيك بجود خداوند تقدّس و تعالى گوئيم كه خداى تعالى هميگويد :
وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ
« 1 » هميگويد نماز را بپاىداريد و زكات را بدهيد ، و به نماز همى اطاعت ناطق را فرمايد از بهر آنكه اطاعت ناطق اطاعت خدايست و بىاطاعت او طاعت نيست و او عليه السّلام نهايت مردمست و رسول عليه السّلام گفت : الفرق بين الكفر « 2 » و الايمان ترك الصّلاة گفت فرق ميان كافرى و گروندگى دست بازداشتن [ از ] نماز است ، و نماز طاعت خداى خويش است ، يعنى ميان آنكه مرو را كافر گويند و ميان آنكه مؤمن گويندش فرق دست بازداشتن [ از ] طاعت خداى خويش است ، و زكات دليل است بر اساس از بهر آنكه پاكى نفس از آلايش شكّ و شبهت تأويل اوست ، و پارسى زكات پاكى است نبينى كه خداى تعالى هميگويد :
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها
« 3 » گفت رسته شد هركه نفس را پاك
هامش
( 1 ) سوره 2 آيه 43 .
( 2 ) نخ : الكافر .
( 3 ) سوره 91 آيه 9 .