تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
لا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَى الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّى وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى الَّذِي يُؤْتِي مالَهُ يَتَزَكَّى
« 1 » گفت بيم كردم شما را به آتش دوزخ كه همى زبانه زند و اندرو نيفتد « 2 » مگر آن بدبخت‌تر كسى كه رسول را دروغ زن كرد و روى بگردانيد و سرانجام كرانه كند « 3 » از آن آتش « 4 » پرهيزگارتر كسى كه زكات مال خويش بدهد . و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مر زكات را كه اندر قرآن ياد كرده است تفصيل كرده و بفرمود كه از كدام مال زكات بايد دادن و از كدام نبايد دادن چنان كه نماز را تفصيل كرد ، و مراد ازين همه فرمان مثلها بود بر حكمتها كه اندر زير آن پوشيده است تا مردم از امثال بر ممثول « 5 » دليل گيرند « 6 » ممثول يعنى نمودار شده « 6 » و بدليلان خداى عز و جلّ از آتش دوزخ برهند و هركه ظاهر را كار بندد و باطن را بجويد و به بيان معرفت خداى تعالى را شناسد رستگار شود از بهر آنكه مردم بدانش باولياى خداى پيوسته شوند و از گروه ديو ابليس روزگار خويش برهند و اگر نه آن بودى پس چرا ايزد تعالى بواجب كردن زكات بر بعضى از مالها واجب ناكردن [ بديگر مالها ] خواست تا خلق بدانستن معانى آن بدليلان دين و خزينه داران علم يقين پيوسته شوند ، و زكات را بر همه ستوران و بر همه مالها واجب گردانيد ايزد سبحانه و تعالى و ليكن واجب نكرد بر كسى كه هزار دينار زر پيرايه دارد چيزى اندر عمر خويش اگر صد سال زيست يا بيش از آن ، و دين
هامش
( 1 ) سوره 92 آيه 15 - 18 . ( 2 ) نخ : بيفتد . ( 3 ) نخ : نكنند . ( 4 ) نخ : افزوده : و . ( 5 ) كذا فى نخ ، ظ : ممثّل . ( 6 - 6 ) واضح است كه اين جمله حاشيه بوده و سهوا داخل متن كرده‌اند .