تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
اوّلا مىگوييم : در به دو ايجاد كه خداوند ارادهء آفرينش فرمود ، هيچ چيز تاب تحمّل ورود نور خداوند را نداشت ، چنانچه در احوال حضرت موسى - عليه السلام - فرموده :
فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ
. در موردىكه مثل پيغمبرى در علوّ شأن و مرتبه ، و مثل كوه جسمى در صلبى و سختى ، طاقت تحمّل و تجلّى نور الوهيت را نداشته باشد ، ساير چيزها به طريق اولى قدرت تحمّل نخواهد داشت . پس عرش را كه حقيقت نور محمّدى است آفريد و نور الوهيت به او تافتن گرفت و همچنين هيچ موجودى طاقت تحمّل نور عرش را نداشت . پس خداوند كرسىّ را كه حقيقت نور ولايت علىّ بن ابى طالب است ، ايجاد فرمود كه نور عرش بر كرسىّ تافتن گرفت ؛ و از نور كرسىّ طبايع عناصر اربعه را آفريد كه اجرام فلكيه از آنها زيب و زينت گرفت و از طبيعت عنصرى صورت عناصر را ايجاد كرد . اجساد ارضى و صور بنى نوع انسانى و غيره ملحوظ ناظرين گرديد . اگر ذات الوهيت نبود ، عرش نبود و اگر عرش نبود ، كرسىّ نبود و اگر كرسىّ نبود ، طبايع اربعهء عنصرى كه حامل عرش وجود هستند نبود و اگر طبايع عناصر نبود ، صورت عناصر ممتنع الشهود بود . پس نور محمّد و علىّ ، حقيقة الحقائق عالم امكان است ؛ اگر نبودند ، از عالم و آدم اثرى نبود . خلاصهء معنى : « لولاك لما خلقت الأفلاك » و معنى :
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
اين است كه نور الوهيت در مركز حقيقت عرش مستوى و مستولى است و نور عرش حجاب اوست ؛ و غرض از معراج رسيدن به حقيقت است و خاتم انبيا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در ليلة المعراج عروج كرد تا به انتهاى