شرط است . شخص كامل آن است كه داراى هر سه مقام باشد :
طريقت و حقيقت بدون شريعت صورت نبندد و كامل نشود ، و آغاز و انجام نگيرد ؛ هركه ظاهر شرع اسلام را تارك بشود ؛ او را از حقيقت و طريقت بهرهاى نيست . اينچنين شخص از جملهء هالكين و از زمرهء
أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ
خواهد بود .
همچنين شريعت بدون طريقت حقيقتى ندارد و لفظى است از معنى برى و بيگانه . علم قال است و حالى از او حاصل نيست . همانا قالبى است كه در او روح دميده نشده و قشرى است كه لبّ در او صورت نبسته است .
و همين حالت دارد طريقتى كه با حقيقت اتّصال نيافته ، بعينه اجرام و اجسامى را ماند كه در آنها وضع خاصيت و اثر نشده باشد .
بدانكه علم فرو گرفتهء نور ولايت است كه حقيقت آن كرسىّ است . ولايت فرو گرفتهء نور محمّدى است كه حقيقت آن عرش است . اگر اين دو را شخص نداند ، از معنى : « لولاك لما خلقت الأفلاك » و معنى :
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
مطلبى مفهوم نمىشود و نمىداند كه سبب الطاف خداوندى به محمّد و آل طاهرين آن حضرت چيست ؟ جبرئيل به چه دليل خادم آنهاست ؟ باعث اين همه خصوصيت قبل از آشنايى چه چيز است ؟ آسمان چرا در شهادت امام حسين - عليه السلام - مىگريد ؟ حكم علىّ بن ابى طالب چرا در آفاق و انفس جارى است ؟ و آن حضرت به چه كيفيت « قسيم النار و الجنّة » است ؟
و ما در اين اوراق آنچه را كه مستلزم اين امور است ، به قدر ادراك و استعداد به السنهء شتّى و لغات مختلفه و عبارت و اصطلاح عديده بيان خواهيم نمود .