و در معراج به طور اجمال و اختصار همينقدر كافى است كه حقيقت خاتم انبيا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در قوس نزول - كه ورود به كرهء ارض است - منتهى به همان شخص شده كه در انظار خلايق به جثّهء ساير اشخاص مشاهده و ملحوظ بود ؛ هرقدر از كرهء زمين مرتفع مىشد ، چندين هزار درجه بر قطر و عظم آنجناب مىافزود تا وقتىكه به سماوات رسيد . سماوات با آنهمه عظمت كه به مجموع اهل عالم محيط است ، در جنب نور محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - محاط واقع شد ، هيچ ضلعى از اضلاع و قطرى از اقطار آن نبود كه از نور محمّد خالى باشد ؛ باز در قوس نزول منتهى به همان هيكل شريف شد و در سراى امّ هانى قرار گرفت .
و بعضى از علما در علم انبيا و ائمّهء اطهار ترديد دارند كه علم آنها در اشيا حضورى است يا حصولى و هريك در صدق مدّعاى خود اقامهء دليل نمودهاند .
حقيقت اين است كه علم انبياى سلف جميعا حصولى است . در هنگامىكه توجّه به نور ولايت علىّ بن ابى طالب دارند ، مجموع علوم باطنى و خفاياى امور بر آنها منكشف و معلوم مىشود و در غير توجّه ، حالت اختفا خواهد داشت .
يكى پرسيد از آن گم كرده فرزند * كه اى روشن روان پير خردمند !
ز مصرش بوى پيراهن شنيدى * چرا در چاه كنعانش نديدى
بگفت : احوال ما برق يمان است * گهى پيدا و ديگر دم نهان است
گهى بر طارمِ اعلا نشينم * گهى بر زير پاى خود نبينم
و لكن محمّد و آل محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به واسطهء اينكه حقيقة الحقائق اشيا هستند ، علم آنها در ما سوى اللّه حضورى است .