قدر مىمكيد كه سير مىشد ؛ و مكرّر مىفرمود : « حسين منّى و أنا من حسين . » [ 38 ]
و الحاصل : امّ سلمه قنداقهء جناب امام حسين را به دست حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - داد ، آنجناب قنداقه را به هر دو دست به آسمان بلند كرد و شفاعت فطرس را از بارگاه كبريا مسئلت نمود ؛ و اين اوّل شفاعتى است كه آن حضرت از عاصيان فرمود .
و همچنين جناب امام حسن عسكرى - عليه السلام - روزى به عمّهء خود فرمود كه : امشب در خانهء ما باش كه حجّت خداى تعالى از مادر متولّد مىشود .
عرض كرد : فداى تو شوم ، چگونه اين امر به ظهور خواهد رسيد كه در نرجس خاتون آثار و علامت حمل ظاهر نيست ؟ !
حضرت فرمود كه : مخصوصا از نرجس خاتون متولّد مىشود .
پس عمّهء آنجناب برخواست مجدّدا تفحّص نمود ، اثر حمل در نرجس خاتون نديد ، خدمت امام عرض نمود ، حضرت فرمود كه : امشب تولّد خواهد يافت .
چون وقت فرا رسيد ، حجّت خدا ، عالم را به نور قدوم خود منوّر فرمود .
و همچنين تولّد يافتن حضرت عيسى - عليه السلام - از مادرش مريم بدون پدر از امور عجيبه مىنمايد . چون اندك تأمّل شود ، هيچ غرابتى نخواهد داشت ؛ و حضرت آدم بدون پدر و مادر موجود و مخلوق شد .
مادام كه شخص انبيا و اوليا را در خلقت و معنى از خود قياس نمايد ، حلّ هيچ عقده نخواهد شد و معنى خطاب : « لولاك لما خلقت الأفلاك » [ 39 ] را هرگز
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص٦٤