تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
« فزت و ربّ الكعبة » [ 34 ] مترنّم گرديد :
راستى خاتم فيروزهء بو اسحاقى * خوش درخشيد ولى دولت مستعجل بود
از آن داهيهء عظمى ، رشتهء ايمان و ايقان گسيخته شد ؛ رايت ظلم و جور برپا شد ؛ غبار ملال عالم را فرو گرفت . حالت اهل اسلام مقتضى آن شد كه دست جرئت به قتل و غارت ذرّيّهء طاهره و خانوادهء رسالت گشودند :
پس بر سنان زدند سرى را كه جبرئيل * شويد غبار گيسويش از آب سلسبيل
مطلب در اين است : بايد از روى يقين و ايمان درست ، معتقد اين شد كه دين اسلام اشرف اديان و محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - خاتم انبيا و افضل و اكمل و اشرف همهء پيغمبران است . آبادى بلاد و صلاح عباد در اطاعت و انقياد اوامر و نواهى اوست . در هر امرى حسنها و در هر نهى قبحها است ، چنانچه اغلب آنها به اندك تأمّل و تفكّر محسوس مىشود . هرگاه دليل بعضى از آنها را ندانيم ، حجّت بر عدم دليل نخواهد بود ، بلكه نقص از نافهمى ماست . زيرا كه آن حضرت آنچه گفت ، از جانب خداى تعالى بود كه بر زبان معجز بيانش جارى مىشد ، چنانچه خداوند مىفرمايد :
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى
حقّيت نبوّتش را به دليل كمال عقل و كياست و فهم و فراست كه در قانونش ظاهر است ، بايد تصديق نمود . زيرا كه هرآنچه وضع كرد و مقرّر داشت ، هرگز مزيدى بر آنها متصوّر نمىشود .
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 60 | ملا هادي السبزواري / علي اوجبي