سيم : اينكه حقوقى كه خدا و رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به اغنيا وارد آوردهاند ، اغلب از طلا و نقره است ؛ و اغنيا را ممكن بود حيله بورزند ، طلا و نقره را ديگ و ظروف و مجموعه بسازند و آنها را ما يحتاج خانه قرار بدهند تا اينكه حقّ اللّه و حقّ الرسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به آنها وارد نيايد . محض مسدود شدن راه تقلّب خلق ، ظروف و اوانى طلا و نقره را شارع مقدّس حرام كرد .
و علّت حرمت شرب خمر اين است كه در عالم مستى و بىخودى ، اشخاص مرتكب اعمالى مىشدند كه خداى تعالى آن اعمال را به جهت ابقاى نوع انسان حرام كرده بود . چون بالمآل متضمّن قتل و مفسده بود ، شرب او در شرع حرام شد . خداوند مىفرمايد :
إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ
.
و همچنين نمّامى و غيبت و غيره اسباب فتنه بود ، حرام كرد ؛ وصلت و الفت و ضيافت و اجتماع در مساجد و جايهاى مناسب را كه باعث تزايد مراسم يگانگى و اتّحاد بود ، مستحبّ قرار داد ؛ و به اينقدر اكتفا نكرده ، محض تزايد اين معنى و فتح الباب دوستى ، عقد اخوّت را رسم نمود و ما بين اصحاب مؤاخات فرمود و از آن جمله سرور اوليا علىّ بن ابى طالب را براى خود اختيار و انتخاب كرد . چون در صورت ظاهر و معنى باطن ، علىّ با محمّد اخوّت داشت ، آن حضرت را « اخ الرسول » [ 28 ] مىگويند .
پس معلوم شد هرچيزى كه سبب تزايد در اعداد خلق و علّت رابطه و الفت فى ما بين عباد مىشود ، حلال است و هرچيزى كه متضمّن قتل و فساد و