تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
حنيف در كرهء ارض نبود . چون امّت ، حرمت خليفه و وصىّ رسول خدا و امير خود را نداشتند ، در اسلام ضعف و خلل راه يافت . در زمان رياست شيخين چون به ملاحظهء قرب عهد رعايت بعضى از حدود و احكام و پيروى سيّد انام مىشد ، فتوحات عراق و خراسان و ماوراء النهر و بلاد روم و غيره واقع شد . چون نوبت سرورى و رتبهء برترى به ابن عفّان رسيد . . . . بعد از آن به مصداق :
سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً
رؤوس مهاجر و انصار دست تولّا و مبايعت به عالم علم « سلونى » [ 30 ] و داراى رتبهء هارونى ، شهسوار « لو كشف » [ 31 ] و مقتداى « من عرف » [ 32 ] ، نفس نفيس رسالت و باب مدينهء علم خاتم النبيّين ، حيدر كرّار و صاحب ذو الفقار دادند و حقّ به مركز جاى گرفت . آن اوقات در داخلهء اسلام ، آن‌قدر اختلاف و اعتساف بود كه آن بزرگوار مجال نظم خارجه را نداشت . در هر سرى شورى ظاهر بود . آن حضرت مدام در صدد دفع اشرار داخلهء مملكت بودند . گاهى به حرب اصحاب جمل - كه ناكثين عبارت از آنهاست - مشغول بودند و گاهى به غزوهء صفّين و معارضهء ابن اكلة الاكباد ، معاوية بن ابى سفيان - كه قاسطين كنايه از آنهاست - صرف اوقات شريف فرمودند و گاهى به قلع و قمع خوارج نهروان - كه مارقين به طور قطع و يقين ايشان‌اند - جدّ و جهد ورزيدند . چون مدّت خلافت آن سالار « لا فتى » [ 33 ] و مشرّف به تشريف
هَلْ أَتى
به حسب ظاهر طولى نكشيد كه شهد شهادت چشيد و زبان معجز بيانش به مقالهء