كدورت مىگردد ، حرام است .
و شارع مقدّس هيچ نكته از نكات را ترك نفرموده ، بهترين نظام عالم نظمى است كه خدا و رسول قرار دادهاند . البتّه شايسته اين است كه در ملك هو ، نظم و قانون او جارى باشد . مباهات جاهليت را كه من فلان بن فلانام منسوخ كرد و در مقابل آن
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
را رواج داد . هنر ذاتى و موجودى شخص را سبب زيادتى رتبه كرد كه در زمان قليل ، عدد زهّاد و عبّاد و شجعان و مبارزان و دليران و مردمان كافى و وافى به چندين هزار هزار رسيد .
وضع شىء در موضوع له را عدل ناميد . در اجراى حدود و احكام و بذل صلات و انعام ، ملاحظهء خويش و اقوام نكرد . ما فرض اللّه را در ميان خلق مجرى داشت كه اسباب گلهء خاطر و آزار طبع احدى نباشد . دورونزديك در نظر مباركش حكم مساوات داشتند .
و به همين ملاحظات در اندك زمان ، آن معدود قليل جمع كثير شدند .
سلاطين زمن و دولتهاى كهن را منقرض كرد . حكمش در آفاق و انفس جارى شد . جيشاش بلاد بعيدهء اطراف و اكناف را مسخّر و به حيطهء تصرّف آورد ، چنانچه اگر امّت بعد از آن حضرت - كما هو حقّه - متابعت وصاياى او را مىكردند و خليفهء آنجناب را اطاعت نموده ، خطاب مستطاب : « من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه » [ 29 ] را پيروى داشتند و به
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
تمكين و اعتنا مىكردند و آيهء :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
را مذاكره مىنمودند و به همين نهج رفتار كرده ، نفس امّارة بالسوء را مطيع نمىشدند ، و اجنبى را به جاى آن سرور متمكّن نمىنمودند ، امروز دينى غير از دين اسلام و ملّتى غير از ملّت